21شهریور1397

ادامه بارداری...

سلام به دوستای خوب نی نی وبلاگی..... من اومدم دوباره.......... بالاخره 10 شهریور رسید و من رفتم سونوگرافی 8 هفتگی.... وقتی دستگاهو گذاشت رو شکمم خودم زود فسقلی رو دیدم.... حتی قلبش به وضوح دیده میشد..... خیلی حس خوبی بود وقتی صدای قلبش رو پخش کرد دیگه اصلا یه جوری شدم که
12شهریور1397

آیا ما بالاخره صاحبخانه می شویم؟

سلام. دوستای وبلاگیم. مدتی نبودم. توی خونه وقت ندارم بشینم پای سیستم توی اداره هم چند وقتی نت قطع بود.  روزها یکنواخت می گذره فعلا به دکتر فکر نمی کنم یعنی نه حوصله شو دارم نه پولشو و میخوام دوسه ماه استراحت کنم .   یه خبر : ما یه تصمیم گرفتیم و او
9شهریور1397

دومین نی نی مون دختر شد

تو هجده هفتگی جنسیت معلوم شد نی نی مون یه پرنسس نازه .... حالا تو اسمش موندیم  بهار ، نورا ، درسا؟؟؟؟؟؟ خیلی اسم نگاه کردیم اما هیچکدوم جالب نبودن دنبال یک اسم مثل پارسا هستیم که اصیل باشه و معنی قشنگی داشته باشه ....
2شهریور1397

تولد نی نی سوگند خانمی

سلام سلام به همه اونایی که وقت میذارن و مطالب و دلنوشته و خاطرات مربوطه به دخترمونو میخونن. سوگند فرشته ای هست که خدا بعد 2 سال که از زندگی مشترکمون میگذره بهمون داد. یه هدیه ... هدیه ای که شاید تا آخر عمر هم نتونم شکرش رو بجا بیارم.... هدیه ای که خودش سرآغاز هدیه های
21مرداد1397

بارداری

به نام خدا اومدم بعد از مدتها با خبرای خووووب چند وقتی بود رو مخ شوهرم کار میکردم برا نی نی دار شدن تا اینکه این اوضاع نا به سامون مملکت پیش اومد.... 5 ماه بود جلوگیری نداشتیم یه بار طبیعی یه بار هیچی.... خودمم بعد جریانات مملکت بیخیال شدم... شنبه 13 مرداد موعدم ب
16مرداد1397

ترمه و فاطمه

ترمه جون دختردایی فاطمه است با اینکه شش ماه از فاطمه بزرگتره.فاطمه رو نی نی صدا میکنه و حرکات و کاراش براش جذابه مخصوصا مواقعی که تو کریر میخوابه.برا همین خودش لج میاره و میخواد تو کریر بخوابه.عکسام گویای این ماجراست
13مرداد1397

فاطمه پا به دهن

عشق  مامان بعد از اینکه مرحله دست خوردنت تموم شد و موفق شدی همه انگشتای دستت رو با دهانت شناسایی کنی حالا انگشتای پات رو با تلاش به دهنت میرسونی.این روزا انگشتای پاهات توجهت رو جلب کرده و از اینکه پاهای نازت به دهنت میرسه خوشحالی به اعتقاد قدیمیا این حرکت نی نی یع
2مرداد1397

شرویــــــــــنم خوش اومدی

 هجـــــدهم تیـــــــرمـــــــاه دریک بعداظهر تابستونی گـــــــرم شرویـــــــن کوچــــولوی مامانـــــی چشماشو به این دنیا باز کرد و شد همه دنیای من و بابایی و شاهیــــــن داداشــــــی با وزن  3200  و قد 50 در بیمارستان لاله و زیر نظر دکتر دنیوی البته قرار بو
2مرداد1397

شعر زیبای نی نی و بابایی

یه روز با شادی بابا نی نی رو انداخت هوا نی نی یه خورده ترسید تنش یه خورده لرزید بابا نی نی رو بوسید چشمای نازشو دید گفت عسلم تو حالا بخند برای بابا بابا آرزوش اینه نی نی شو شاد ببینه کاشکی بزرگ شی زودتر تا بتونیم ما بهتر با هم بشیم همبازی کنیم دو تای
28تیر1397

نی نی مون داره میاد

خدارو شکر این 9 ماه هم با تمام خوشی ها و سختیهاش داره تموم میشه و کمتر از2 روز دیگه پسرکوچولومون رو میتونیم بغل کنیم حس خیلی خیلی خوبی دارم البته بهمراه یه کوچولو استرس شاهینم که سرازپا نمیشناسه و روزشماریش خیلی وقته شروع شده بابایی هم که نگــــــو، منتظره پسرباباست
27تیر1397

مروارید کشولوی عمه

 شلام جیگر عمه خوبی عزیزدلم دان دان من؟؟ دانی جان آخه عمه چجوری باید بگه که تو رو انقدر دوست داره اصلا گفتنی نیست ... وای نمیدونی وقتی اومدم بیمارستان تا ببینمت چقدر هول میزدم که بغلت کنم  وای خدا انقدر گریه میکردی چه سر و صدایی راه انداخته بودی توی اتاق ا
25تیر1397

بعد از مدتها با کوله باری از خبر ...

سلام عزیزکم خیلی وقته نیومدم آجیو ببخش نمیدونم زمان چطور میگذره خلی بزرگ شدی با آهنگا دس میزنی نینای میکنی کلمات جدید مثل آب برق میگی برقو روشن خاموش میکنیم یا برقا میره سریع میگی برق خلاصه عسلی شدی برای خودت هر روز بزرگتر میشی و منم هر روز وابسته تر میشم بریم سراغ
23تیر1397

روزت مبارک

آغوش وا کن حرفهایم گفتنی نیست 🌸🌸🌸🌸🌸 تموم زندگیه من روزت مبارک 🌸🌸🌸 شاید بخاطر اینکه دختر بودم، محکوم شدم به خیلی دردها دردهایی که حالا جزیی از زندگیم شده از کابوس های شبانه بگیر تا روزهای احاطه شده با غم 🌸🌸🌸🌸🌸 یه روزی میاد که از روز اول شرط میکنم که وقتی خدا دخت
19تیر1397

کریسمس ....در کنار تو

سلام نی نیِ بچگی های من.... کریسمس مبارک کریسمس میتونه خیلی چیزا باشه یا میتونه چیز خاصی هم نباشه برای تو میتونه هر اسباب بازی جدیدی لذت بخش باشه وبرای من یعنی درکنار تو لذت بردن. کریسمس مبارک پسر پاییزی من 2018
-