5آبان1397

اولین تلکابین سواری در توچال

نی نی کوچولو ،  روز پنجشنبه 2 آبان من و تو و  بابایی و خاله جونی و دایی جون رفتیم توچال ایستگاه 5. کلی توی تلکابین گفتیم و خندیدیم . نازت کردیم و باهات حرف زدیم . خیلی خوش گذشت ولی هوا یکم سرد شده دیگه نمیشه زیاد ریسک کرد که مبادا مامانی سرما بخوره . بخاطر
21مهر1397

❤زیارتت قبول❇

سلام❤❇ روز پاییزیتون بخیر🍁❤❇ فرین جونم یه چند وقت پیش رفته بود مشهد❤ ولی عکسی ندارم از اون موقع❇❤ زیارتت قبول خوشگل❤❇ اینم چند تا عکس از خوشگلم خانم❇❤ سینه خیز رفتنو کامل یاد گرفته ❤❇ نی نیییی ❇❤
17مهر1397

آنچه گذشت...

سلام سلام وای که چقد من دیر به دیر میام.... آخرین باری که گفتم از سونوی قلب گفتم.... که دیگه بعدش این خبر مسرت بخشو به همه دادیم و همه کلی تبریک گفتن بهمون.... تو مدتی که گذشت ... تعطیلات تاسوعا و عاشورا پدر شوهر و مادر شوهرم اومدن خونه مون.... و دهن من سرویس شد انقد
14مهر1397

نی نی جدید آقا رادین

اینم لباس رادین که انتخاب آرمیتاست این روزا آرمیتا خیلی خوشحاله و روز شماری میکنه که رادین به دنیا بیاد 
11مهر1397

پیشوازمحمدصدرا

امروز و فرداس که یه نی نی دیگه به جمع نی نی های ساختمون اضافه شه.محمدصدرای سمیه جون که مامانیش خیلی بی تاب اومدنشه و امروز که خیلی بی قرار بود و استرس داشت گفت بریم پیشش.تو هم کلی انرژی دادی بهش با ناز خندیدنات ان شالله که به سلامتی بیاد تو دنیای ما
6مهر1397

مامان با معرفت

سلام فینگیلی چطوری تو؟خوبی مامان جان؟ببین چه بامعرفت شدم من تو یه ماه دوباراومدم پیشت فینگیلی واسه پسر داییت دعا کن خوب بشه.نی نی نارس بدنیا اومده.همه مون داغونیم و نگران.اینقده نازه نی نی❤کاش خدا کمکش کنه خوب شه😢 این متنو یه هفته پیش نوشتم و ثبتش نکردم نمیدونم چی شد که ثب
21شهریور1397

ادامه بارداری...

سلام به دوستای خوب نی نی وبلاگی..... من اومدم دوباره.......... بالاخره 10 شهریور رسید و من رفتم سونوگرافی 8 هفتگی.... وقتی دستگاهو گذاشت رو شکمم خودم زود فسقلی رو دیدم.... حتی قلبش به وضوح دیده میشد..... خیلی حس خوبی بود وقتی صدای قلبش رو پخش کرد دیگه اصلا یه جوری شدم که
12شهریور1397

آیا ما بالاخره صاحبخانه می شویم؟

سلام. دوستای وبلاگیم. مدتی نبودم. توی خونه وقت ندارم بشینم پای سیستم توی اداره هم چند وقتی نت قطع بود.  روزها یکنواخت می گذره فعلا به دکتر فکر نمی کنم یعنی نه حوصله شو دارم نه پولشو و میخوام دوسه ماه استراحت کنم .   یه خبر : ما یه تصمیم گرفتیم و او
9شهریور1397

دومین نی نی مون دختر شد

تو هجده هفتگی جنسیت معلوم شد نی نی مون یه پرنسس نازه .... حالا تو اسمش موندیم  بهار ، نورا ، درسا؟؟؟؟؟؟ خیلی اسم نگاه کردیم اما هیچکدوم جالب نبودن دنبال یک اسم مثل پارسا هستیم که اصیل باشه و معنی قشنگی داشته باشه ....
2شهریور1397

تولد نی نی سوگند خانمی

سلام سلام به همه اونایی که وقت میذارن و مطالب و دلنوشته و خاطرات مربوطه به دخترمونو میخونن. سوگند فرشته ای هست که خدا بعد 2 سال که از زندگی مشترکمون میگذره بهمون داد. یه هدیه ... هدیه ای که شاید تا آخر عمر هم نتونم شکرش رو بجا بیارم.... هدیه ای که خودش سرآغاز هدیه های
21مرداد1397

بارداری

به نام خدا اومدم بعد از مدتها با خبرای خووووب چند وقتی بود رو مخ شوهرم کار میکردم برا نی نی دار شدن تا اینکه این اوضاع نا به سامون مملکت پیش اومد.... 5 ماه بود جلوگیری نداشتیم یه بار طبیعی یه بار هیچی.... خودمم بعد جریانات مملکت بیخیال شدم... شنبه 13 مرداد موعدم ب
16مرداد1397

ترمه و فاطمه

ترمه جون دختردایی فاطمه است با اینکه شش ماه از فاطمه بزرگتره.فاطمه رو نی نی صدا میکنه و حرکات و کاراش براش جذابه مخصوصا مواقعی که تو کریر میخوابه.برا همین خودش لج میاره و میخواد تو کریر بخوابه.عکسام گویای این ماجراست
13مرداد1397

فاطمه پا به دهن

عشق  مامان بعد از اینکه مرحله دست خوردنت تموم شد و موفق شدی همه انگشتای دستت رو با دهانت شناسایی کنی حالا انگشتای پات رو با تلاش به دهنت میرسونی.این روزا انگشتای پاهات توجهت رو جلب کرده و از اینکه پاهای نازت به دهنت میرسه خوشحالی به اعتقاد قدیمیا این حرکت نی نی یع
-