نی نی وبلاگنی نی وبلاگ، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

اخبار و مقالات نی نی وبلاگ

چگونه مدرسه را به زندگی پیوند دهیم؟

1400/3/22 11:17
133 بازدید
اشتراک گذاری

رپورتاژ :

زنگ می خورد. بچه ها هول هولکی مثل کسی که از بند رها شده باشد به سمت در مدرسه هجوم می آورند و به آن طرف دیوار ها می روند. می روند به جایی که با آنچه روی کتاب و توی کلاسشان می گذشته است خیلی فرق می کند. انگار هر صبح دنیای زندگی واقعی پشت درهای مدرسه جا می ماند.

نسرین نافعی نتیجه ی این فاصله درس و مشق های مدرسه را با مسائل واقعی زندگی  همین می داند که «دانش آموزان مدرسه های ما امتحان که دادند کتاب ها را به جوی آب می سپارند و به دنبال زندگی واقعی می روند. به دنبال دشواری های زندگی و حل کردن آنها»

کافی است نوع نگاهمان را کمی عوض کنیم. آن وقت می توانیم از هر فرصت کوچکی برای آموزش مهارت های زندگی در مدرسه ایران فردا استفاده کنیم. نیاز داریم ذهنمان را خانه تکانی کنیم. ما بیشتر اوقات داریم به بچه ها می گوییم چه کار نکنند. بسیاری از نکند ها و ترس ها ی ما فرصت تجربه کردن را از بچه ها می گیرد. جسارت کودکی شان را به مرور زمان باز بین می برد و مانع رشد آنها می شود.

در قدم اول این خانه تکانی باید حاضر شوید به جای پول و خرید و اسباب بازی و ... زمان صرف کنید. بدون گذاشتن وقت برای  شناخت بچه ها، درک دنیای آنها و دانستن اهمیت دوران کودکی، هیچ اتفاق فوق العاده ای برای فرزندانمان نمی افتد.

بعد از این باید اعتماد کردن به کودک، به درک، شعور و قدرت تشخیص او را تمرین کرد و در محول کردن بسیاری چیزها در حد توانایی او به خودش شجاعت به خرج داد.

اشتباه کردن طبیعی است

اشتباه کردن طبیعی است

اگر بچه ها اشتباه کردند چه؟ اما آیا همیشه این بچه ها هستند که اشتباه می کنند؟ در جهان بزرگترهای بالغ و عاقل می بینیم چه اشتباهات عظیمی رخ می دهد. متاسفانه در فرهنگ ما انسان موجه و مقبول کسی است که اشتباه نکند و این نگاه بازدارنده ی بزرگترها تا دوران جوانی فرزندان ادامه دارد .ما خیلی وقت ها از ترس اینکه مبادا کودک اشتباه کند در انتخاب لباس مورد نظرش هم حق انتخابش را محدود می کنیم، برای زمان های مدرسه و تعطیلات این مائیم که برنامه ریزی می کنیم و امکان برنامه ریزی برای خودش را هم در اختیارش نمی گذاریم همچنان که بزرگترها هنوز اشتباه می کنند این حق را برای کودکان و نوجوانان نیز قائل باشیم.

اگر از خطرات احتمالی نگران هستیم از دور تماشاگر و راهنمای آنها باشیم.

هر مرحله از رشد آغاز یک نوپایی است

به یاد کودک نوپایی بیفتید که می خواهد راه رفتن را آغاز کند چند قدم می رود به زمین می افتد برمی خیزد و چند قدمی می رود دوباره می افتد. گاهی دست او را می گیریم و هدایتش می کنیم و دورادور مراقب او هستیم. کودک آنقدر این کار را انجام می دهد تا راه رفتن را بیاموزد ای کاش این روش و همراهی را در همه مقاطع سنی کودکان تا 18 سالگی دنبال کنیم و با سعه ی صدر و آرامش بازتابش را ببینیم. بچه ها در هر مقطع سنی متناسب با رشدشان یک سری تجربه هایی می خواهند بکنند. یک زمین خوردن هایی را هم تجربه می کنند. اینکه بدون غلط همه راه ها را بروند امکان ندارد. سرکوب کردن و بازداشتن شان تاثیر خود را در بزرگسالی آنها خواهد گذاشت.

وقتی به استقلال برسند یا خود سعی می کنند  مخالف تاثیر از این تربیت حرکت کنند یا با همان که بر آنها دیکته شده آسه می روند و می آیند ممکن است حتی مدارج بالای تحصیلی را طی بکنند اما گذاشتن چندین مدرک روی هم رشد نیست وقتی که جسارت عمل و خلاقیت در او خاموش شده باشد.

بگذارید خود بچه ها محور باشند

چرا این همه زحمت می کشیم اما آنچه باید اتفاق نمی افتد؟ این سوال را خیلی از معلم ها و والدین می پرسند. دلیلش این است که همیشه خودِ ما کننده ی کار و محور بوده ایم. و بچه ها را منفعل کرده ایم.

تصور غالب این است که کودکان همیشه باید از بزرگترها یاد بگیرند و دانش آموزان همیشه باید از معلم درس بیاموزند. با اینکه یادگیری همیشه از طریق بزرگترها اتفاق نمی افتد آنها اگر محور یادگیری باشند از خودشان و گروه همسالانشان خیلی  یاد می گیرند.

باور نداشتن ما بزرگترها به کودکان و توانایی هایشان باعث شده فرصتی هم برای محک زدن توانایی بچه ها به آنها ندهیم. دانش آموزان می توانند در برنامه ریزی های مدرسه یا کلاس سهیم باشند، طرف مشورت قرار بگیرند و مسئولیت اجرای بسیاری از برنامه ها در بهترین دبستان دخترانه منطقه 22  را به عهده بگیرند. کافی است بزرگترها شهامت سپردن کارها به بچه ها را داشته باشند و گاهی قفط نظاره کنند.

مسئولیت های روزانه را واگذار کنید

تهیه ی مواد غذایی برای درست کردن غذا یا میان وعده برای همه ی دانش آموزان مدرسه می تواند تا مدتی بر عهده گروهی داوطلب از دانش آموزان باشد که در کنار آنها هم بزرگتری هم هر جا لازم باشد حمایت شان می کند.

در روند این فعالیت، دانش آموزان با با مواد غذایی آشنا می شوند، با نسبت مقدار و قیمت مواد روبرو هستند و برای پرداخت بهای آنها باید حساب و کتابی داشته باشند این ها همان آموزش ریاضی است که در روزمره زندگی به کار می آید. از این بالاتر احساس مسئولیت و مشارکتی است که در فعالیت های این چنینی تجربه می شود.

برنامه ریزی را به دانش آموزان بسپارید

برنامه ریزی را به دانش آموزان بسپارید

 برنامه ریزی برای گردش های علمی، هنری، تفریحی و ... را به خود دانش آموزان بسپارید حتی در سال های آغازین دبستان بگذارید خود آنها در مراحل گوناگون آن مشارکت داشته باشند. درباره این ها تصمیم بگیرند که :

  • به مناسبت درسی که داریم برای بازدید به کجا برویم؟
  • با چه وسیله ای؟
  • چند نفر و همراه با کدام معلم؟
  • چگونه دانش آموزان را به گروه ها های چند نفری تقسیم کنیم؟
  • زمان رفتن، طول مدت بازدید یا گردش و زمان بازگشت کی باشد؟

و همه ی فعالیت های دیگری که در طول این برنامه می تواند اتفاق بیفتد.

نمایشگاه و بازارچه های مدرسه ای ترتیب دهید

این نمایشگاه ها و بازارچه ها در خیلی از مدرسه دخترانه ایران فردا برپا می شود اما معمولا همه تصمیم ها را بزرگترها گرفته اند حتی فضا را آماده کرده اند و دانش آموزان فقط پشت دخل ها مانند ویترین کار ایستاده اند. در حالی که خود بچه ها باید بتوانند موضوع نمایشگاه یا بازارچه  را پیشنهاد کنند. از اول تا آخر برنامه ریزی ها نقش اصلی  را داشته باشند، مشورت کنند، تصمیم بگیرند و خودشان هم اجرا کننده ی کار باشند.

نگاه مشترک معلم و والدین

باور و نگاه مشترک معلم و والدین در این مسیر اهمیت بسزایی دارد. در جلسه های مشترک اولیا و مربیان از یک طرف تجربه های معلم ها در همراهی با دانش آموزان به والدین منتقل می شود. و از طرف دیگر پیشنهادهای سازنده ی والدین می تواند کمک مفیدی به برنامه ریزی آینده معلم ها باشد. از راه گفتن انتظارات و گفت و گوهای مداوم می توان به تفاهم های خوبی برای پیوند زدن زندگی و مدرسه رسید. ما در دبستان ایران فردا تمام سعی خود را می کنیم تا بچه ها در مدرسه  بهتر زیستن را بیاموزند.

پسندها (1)

نظرات (0)