سلام...پسر من 27 روزشه...در 5 روزگی از کریر بر روی آسفالت افتاد...2 روز تحت نظر بود و شکستگی خطی جمجمه داشت...من به دلیل استرس زیاد شیرم خشک شد...سوال من اینه که پسرم هنوز لبخند نزده یعنی لبخند کوچیک تو بیداری داشته و باقی همه در خواب بوده...صداش که میکنم واکنشی نشون نمیده ولی کلا میدونم که صدا رو میشنوه چون شعر می خونم آروم میشه و مورد دیگه ارتباط چشمی زیادی با من نداره....یعنی کم تو چشمام نگاه میکنه...اینا نشانه اوتیسمه؟
مامانای عزیز تو رو خدا کمکم کنید و اینجا برام بگین نوزادای شما چطوری بودن تو بک ماهگی....از ارتباط چشمی و لبخند زدنشون بگید ...کی این اتفاق افتاد....
سلام مامانای عزیز . کسی روانشناس یا مشاوره کودک خوب توی اصفهان سراغ داره ممنون میشم از تجاربتون بهره مند بشم

سلام پسر 1 ساله من هیچ تمایلی به خوردن تخم مرغ ندارد لطفا راهنماییم کنید
سلام من برای ایده و طرح های اماده چاپ برای مراسم به دنیا اومدن خواهرم لینک میخوام
کسایی که میتونن لطف بکنن یکم کمکم کنن
لطفا یکم برام بگردین. هر چی بیشتر بهتر .
۲ تا از بهترین جوابا رو لینک میکنم و دو تا نظرم برا هرکدوم میدم فقط برای تشکر از لطفتون
ممنونم واقعا لطف بزرگی میکنین
یبوست
من اراک زندگی می کنم
به نظرتون می ارزه که واسه خرید سیسمونی برم بهار تهران و یا برم بانه
قم هم شنیدم سیسمونیهای خوبی داره
اگه میشه بهم معرفی کنید چون نزدیکتره
به نظرتون برای زیرِ این سرهمی که فسفری رنگه و تو این ادرس میتونین ببینینش http://s5.picofile.com/file/8123107200/%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%85%DB%8C_%D9%81%D8%B3%D9%81%D8%B1_%DB%8C.jpg
چه رنگ تی شرتی برای پسرم بگیرم بهتره؟ ممنونم
در حد ۱۰ یا ۱۵ کلمه میگه
سلام مامانا
دختر من پنج سالشه،پدرش دوماهی هست که رفته سفر و تو این دوماه فقط سه روز اومده خونه و یه هفته هم ما رفتیم پیشش.تو این دوماه یه بار که با بابای خودم رفتیم بیرون تصادف کردیم ،از طرف دیگه هم همش خبرای دزدیده شدن بچه ها تو همه جمع ها و مهمونیا هست حالا.یسنا همش بهانه میگیره و به شدت ترسو شده یا از تصادف و دزدیده شدن حرف میزنه یا از مریض شدن.
امشب سه ساعت فقط بخاطر اینکه دوستش گفته بود چهار سال دیگه که دندون کرسیت بیوفته دهنت خونی میشه گریه میکرد و میگفت من از خون تو دهن و سوراخ دندون میترسم،موقع خوابم میگفت شما طلاق نگیرین،که من دلم تنگ میشه! کلا از چند روز پیش که باباش اومد پیشمون و رفت فقط داره منفی بافی میکنه و تجربه های تلخ خودش و اطرافیان رو که دیده و شنیده به زبون میاره ،من خودم حس میکنم بخاطر دوری از پدرشه که انقد بهانه گیر و منفی باف شده اما ترس از تصادف و دزدیده شدن رو واقعا داره،حتی وقتی باباش اومد پیشمون مدام به باباش تذکر میداد و تو ماشین گریه میکرد که بریم خونه ،که رانندگی نکنه !!!..... اما نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم که موندگار نشه این ترس و منفی بافی تو وجودش ،بعضی وقتا انقد بهانه میاره که عصبانی میشم و دعواش میکنم یک پسر یکساله هم دارم،واااااقعا موندم چکار کنم !لطفاً راهنماییم کنید
سلام مامانهای عزیز بیایید بهم کمک کنید دخترم 25ماهش دارم از پوشک میگیرمش روزها باهام راه میاد وجیش میگه بعضی مواقع خودم میبرمش اما شبها تو خواب جیش میکنه چکارکنم تا کی با پوشکش کنم/