پسر من از 6 ماهگی که غذا رو شروع کردم براش تا الان مشکل یبوست داره طوری که کلی زور میزنه و سر و صورتش دونه های عرق میشینه کلی هم داروی گیاهی خورده و دکترهای طب سنتی بردمش تا دارو ها رو میخوره خوبه ولی به محض قطع شدن دارو همون طوری میشه الان یه جوشونده دارم بهش میدم هر روز که میدم خیلی شل میشه و یک روز در میونم که میدم دوباره یکم سفت کار میکنه یه درمان قطعی براش سراغ دارین خیلی عذاب میکشه
من راه های متداول رو امتحان کردم و جواب نگرفتم اگه کسی راه جدید و مداومی میدونه کمکم کنه لطفا
سلام.الان 5 روزه که پسرمو شیر ندادم اما هرشب که میگذره بیقرارتر میشه و بیشتر بهونه میگیره چکار کنم؟
سلام مامانای گل.
مدتیه بین انگشت های پای کوچولوم پوسته شده و یک کمی زخم.به نظرتوت از کمبود ویتامین خاصیه؟چیکار کنم خوب بشه؟
یه سوال دارم از حضورتون.. شما به محض اینکه احساس می کنید فرزندتون کمی تب داره چیکار میکنید؟ بلافاصله می برید دکتر؟ یا اینکه صبر می کنید حداقل یکی دو روز تا علائمی از سرماخوردگی و یا ... نشون داده بشه؟دختر من دو بار تب بدون علائم داشته تو همین چند وقت پیش. هر بار که بردم ازش ازمایش خون و ادرار گرفتن .... خوب همین خون گرفتن از بچه 1 ساله و یا 1 سال و دو ماه باعث کم خونی نمیشه .. بعدش هم بگن تب ویروسی بود و یا یکبارش برای دندون بود و ما را نصف عمر کرد...واقعا باید چه کرد.. صبر کرد بعد از یکی دوروز برد بچه را دکتر و با استامینوفن کنترل کرد یا اینکه نه بلافاصله باید برد دکتر؟
سلام مامانا پسر من اصلا میوه های تابستونی رو دوست نداره.با تزیینم امتحان کردم بازم نشد
شما چه پیشنهادی دارید
لطفا راهنماییم کنید
کی میخواین نینی تونوازشیربگیرین
میخوام بدونم میشه برای اولین بار صد پست اخر وبلاگو بخوام؟ یا باید اول پنجاتارو بخوام؟
سلام . میخوام دخترم رو ببرم آتلیه سها . مامانای گلی که بچه هاشون رو بردند میشه برام بنویسند کیفیت و مخصوصا قیمت عکس هایی که گرفتند چه قدر بوده . من 2 یا 3 تا عکس میخوام بگیرم . ممنون
سلام دوستان
بالاخره 30 خرداد پسرم رو از شیر گرفتم درحالیکه 22ماهه بود ! خیلی آروم تر از تصورم با قضیه کنار اومد اصلا بیتابی
نکرد و فقط گاهی بهونه ای در حد شیر خواستن میگرفت که فوری بهش غذا میدادم و اونهم راضی میشد و موقع خوابش هم با لالایی و ماساژ راحت میخوابوندمش ! اما مشکل اصلی اینه که تمام خاطرات قشنگ شیرخوارگیش یادم میاد و دلتنگ میشم و اشک میریزم ! خصوصا وقتی که پیشم میاد و تقاضای شیر خوردن داره خیلی احساساتم جریحه دار میشه و میگم ایکاش تا دوسال شیرش میدادم ! حس میکنم ارتباط عاطفی فوق العاده ای که باهم داشتیم کم شده و همین عذابم میده ! چیکار کنم که آروم بشم ؟!
شما هم دلتنگ شدین ؟!
سلام پسر من 18 ماهشه جدیدا از اکثر آدمها میترسه شلوغی رو اصلا دوست نداره و به من وابستگی شدید پیدا کرده به نظرتون چکار کنم این ترسش تموم بشه