18آبان1397

باغ کتاب۹۸/۸/۱۷

سلام عشق مامانی سلام نفس بابایی(اینوبابات گفت برات بنویسم)😅😅 همه وجودم دیروز رفته بودیم با عموامیراینا باغ کتاب ازاون روزی ک قراربیان خونمون همش میگی زهرا اومد من میبرم باغ کتاب‌ عاشق باغ کتاب هستی هرکی خونمون میاداولین جا باغ کتاب هس میبری😅 عاشق کتاب هستی
18آبان1397

سفر به بندر کنگان ابان 1397

نفسم روز سه شنبه مراسم چهلم بابا بزرگ هم انجام شد . و ما جهت تجدید روحیه شما و همچنین بابا تصمیم گرفتیم به خاطر ایام تعطیلی یه سفر کوتاه دو روزه بریم . بی نهاییییت خوش گذشت با اینکه خیلی کوتاه بود اما واقعا کلی انرژی گرفتیم . رفتیم پیش خاله محبوبه و عمو حسشام یه سر هم به پسر
18آبان1397

معرفی تم بچه رئیس و ایده هایی از تزئینات و بادکنک آرایی این تم هیجان انگیز

  بچه رئیس ، انیمیشنی که از زمان اکران ( سال 2017) تا به حال کودکان بسیاری را شیفته ی خود کرده است . داستان آن درباره خانواده ای است که بچه ای عجیب را به خانه می آورند و حوادث زیادی بعد از ورود او به خانه می افتد در حالیکه خانواده پسر بزرگتر را متهم می کنند و بین دو کو
18آبان1397

قرآن خواندن

سلام من دیشب در مسجد قرآن خواندم. خیلی خجالت کشیدم. اما یک تراش خوش بو جایزه گرفتم. بابام بهم قول داده بود که من را به کار و بازی ببرد. کار و بازی همان شهربازی است. البته با یک ذره فرق. اما چون تولد بود، نتوانستیم برویم. خوب لااقل توانستم یک فیلم به نام بالش ها را بب
18آبان1397

در راه

سلام علیکم دوباره جمعه شد و یه وقت دیگه واسه نوشتن روزمرگی ها. دوباره تو جاده ام و در حال چرت و گوش دادن به آهنگ های لهستانی. راننده لهستانیه. هفته ی نسبتا سختی بود. چون دو روز سه شنبه و پنجشنبه تا دیر وقت کلاس داشتم. سه شنبه که تا ساعت 8 شب کلاس داشتم. دیگه نمازم رو تو همون
18آبان1397

۳۶ هفته و ۵ روزگی پرنسس

سلام عشق کوچولوی تو دلی مامان ،شمارش معکوس تا اومدنت شروع شده و استرسای مامان که روز به روز بیشتر میشه هم خیلی خوشحالم که قراره به زودی ببینمت و هم  ناراحت از اینکه وجودمون از هم جدا میشه ولی میدونم مثل گل پسریم که این قول رو بهم داد و عمل کرد تو هم این کار و میکنی که ق
18آبان1397

خاطرت پنج ماه اخیر

سلام گل دخترم دوباره گوشی مامان قاطی کرد و با کلی زحمت تونستم چند تا عکس از خاطرات پنج ماه اخیر پیدا کنم تا ثبت کنم این روزهای قشنگ با تو بودن رو: کلاس اول شما با خیر و خوشی تموم شد این هم کارنامه ی کلاس اول : فصل تابستان گرم امسال بیشتر اوقاتش و با بچه های شیطون همسایه
18آبان1397

ثبت نام در کتابخانه

سلام خوشگل نازم. گل قشنگ مامان و بابا،‌قربون چشمای خوشگلت برم که ی روزی می خوای اینا رو بخونی مامان جون. الان که دارم این مطالب رو برای به یادگار ثبت میکنم ساعت 2 بامداده و شما و بابایی خوابیدید. من هم باید کارهای عقب افتاده رو انجام می دادم. گل قشنگم شما هنوز یک ماهی