1مهر1397

اولین روز مدرسه ریحانه جان

F.p: اولین روز مدرسه ریحانه جان پیش دبستانی ۲ چندروزه درتکاپو برای مدرستیم تقریبا از اواخر بهار هم برای ثبت نام و ... هزینه مدرسه یک میلیون و پونصد شد نزدیک خونمون پیش دبستانی خوبی بود برا اینکه نزدیک باشی و اذیت نشی و خودم راحت با ماشین بتونم ببرم بیارمت اینجا اسمتو ن
31شهریور1397

کلاس اولی من

امیدوارم سالهای سال باشروع پاییز هیجانی وصف ناپذیر داشته باشی که چشمانت از شوق شروعی دوباره برق بزند...که دوستیهایت جریان داشته باشد...خوشحال باشی از ته دلت.. من کودکیهایت را در قلبم حک کرده ام....که چقدررر مثل یک بزرگتر میفهمی...و قلبت با مهربانی می تپد...وبا شوخیهای کودکا
31شهریور1397

نقش پدر درتربیت دختر

    یکی از موضوعاتی که امروزه مطرح است رابطه پدر و دختر و مقدار زمانی است که با هم صرف می‌کنند و از مشکلات، خوشی‌ها، و نگرانی‌های یکدیگر آگاه می‌شوند. بعضی از پدرها این‌گونه احساس می‌کنند که تربیت فرزندان چه دختر و چه پسر برعهده ه
31شهریور1397

روز اول مدرسه

سلام دختر نازم امروز صبح اماده شدیم قبل رفتن بابا هادی هم بیدار شد از زیر قران تو رو رد کردیم اسفندی برات دود کردم که یه وقت چشم نخوری ساعت هشت ونیم رفتیم مدرسه یه نمایش کوچیک براتون اجرا کردن چون محرم بود خیلی جشن براتون نگرفتن کلاس بندی شدی وافتادی تو کلاس خانم مختاری . ی
31شهریور1397

پیش دبستان

سلام سلام به تو بهترین پسر دنیاسلام به مرد کوچولو خونهدیگه بزرگ شدی و مرد شدیعزیز ترینمامروز31 ام شهریوره و شما هم از فردا به امید خدا میرین پیش دبستانپیش دبستان پدرام ثبت نام کردیمتنزدیکه خونه مامانجون. مدرسیه روز که دنبال پیش دبستان میگشتم رفتم نت و سرچ کردم پیش دبستان های
31شهریور1397

22 ماهگی

چقــــــدر زود 22 ماه گذشت . انگار همین دیروز بود که خبر از اومدنت دادم . از زمینی شدنت ...   اون روز 53 سانت بیشتر نداشتی ... حالا شدی یه دختر زیبا با 83 سانت قد ! شدی یه دلربا ، عزیز جان ... شدی تمـــــام هستی من و بابا !   حالا باید نوید 2 ساله شدنت
31شهریور1397

تابستان ۹۷ اینگونه تمام شد

یه مسافرت دو روزه به جواهرده رامسر زخم شدن ابرو و تب دار شدن مهسا عاشورا با رگبار و رعد و برق حمله ترروریستی به رژه اهواز دلار ۱۵ هزارتومنی عوض کردن مدرسه پارسا در اخرین ثانیه های وقت اضافه یکساعت با مهسا در مهدکودک ...................... به دعوت از دوستانمون دو
31شهریور1397

کلاس اولی مون...!

یا حق...؛ چقد خوب جانَکم ... که باز کودکی هایم را...با تجربه های شیرین و به یادماندنی تو مرور میکنم. از امروزمان میگویم پِسر جان از اول مهر دلم می تپد برای شادی و دلشوره امروز بغضی که از اول تا آخر مهمان دلم بود برایت وان یکاد خواندم و دعایت کردم جان دلم