6اسفند1396

مامان دعا کن موفق شم!

وقتی امیتریس مامان میشه و دخترشو می آراید اینها عکس جمعه وقتی رفته بودی خونه عمو علیرضا ... و اون متن هم یه رونوشت از نوشته مامان آوینا است. امروز صبح وقتی داشتی میرفتی مهد بهم گفتی :مامان دعا کن موفق شم! و شاید یادت بره روزی... بارها و بارها میگم: تو بزرگترین علت زند
6اسفند1396

و بالاخره امدی

جوجه طلایی من اومدم دوباره😍 اونشب که بستری بودم گوشی همش دستم بود وباگروه دختر عموها و دوستای دانشگاه چت میکردم اوناهمش میگفتن مگه نرفتی زایمان چرا دوباره هستی منم میگفتم به ای راحتی ولتون نمیکنم😂خلاصه شب من وخاله تو اتاقمون خابیدیم ولی خوب راستشو بخوای صدای مامانها واسترس
5اسفند1396

گالری عکسهای ساره،امیرمهدی و محمدجواد-اسفندماه ۹۶

سلام عزیزم یه روز عصر قبل از شروع روضه زندایی جون شما و امیرمهدی و محمدجواد رو دو ساعتی برد خونه شون تا یه کم بازی کنید و تفریح و بعد بیاین روضه اینم عکسایی که زندایی جون از شما سه تا گرفته شماها هم ژست گرفتین و عکس گرفتین
5اسفند1396

کلاس اول یک

صبحانه سالم الینا و ثنا جون کادو بابت کامل شدن اسم الینای من    
5اسفند1396

۱۱ بازی زندگی با کودکتان

شاید در نگاه کلی فقط بازی به نظر برسند، اما بازی کردن، یکی از راهکارهای مهم تربیت جسم، روان و ارتباط با اجتماع است. با بزرگ تر شدن بچه ها، بازی ها شکل بیرونی و مشارکتی به خود می گیرد. البته این قانونی نبوده و در کودکان مختلف و در سنین مختلف الگوهای خودش را دارد.   ش
5اسفند1396

تولد بابا

روز چهارشنبه رفتیم کیک و گل خریدیم و با شمع و پوشال هم یک قلب ابتدای ورودی خونه درست کردیم.و مثلا خواستیم بابا رو سورپرایز کنیم.(البته من به بابا قبلش نقشه رو گفته بودم و ازش خواستم مثلا خیلی غافلگیر بشه)