2مهر1397

روزدوم مدرسه نازبادومم

سلام عشق مامانی 😍🤗😘امروزدومین روز مدرسه رفتنت بود مثل روز اول بااشتیاق بلندشدی🤩😍رفتی دست صورت شستی صبحونت خوردی آماده رفتن به مدرسه شدی منم برنامه کلاسی👀 تغذیه😋😋 مدرست آماده کردم باهم رفتیم مدرسه👨‍🎓👩‍👦🏡 سرصف وایسادی به نوبت رفتین توکلاس بعدشماهم ما مامان ها اومدیم توک
2مهر1397

ملیکا کلاس دوم می رود

دخترکم آغاز سال تحصلی رو بهت تبریک می گم امیدوارم که سالی پر از اتفاقهای خوب داشته باشی ملیکا خانم امسال کلاس دوم رفته
2مهر1397

جشن اول مهر 97 دبستان غیر دولتی درخشان

نفسم امروز به مناسبت اغاز سال براتون جشن گرفته بودن . برعکس سال پیش دیگه زیاد از حد عکس نگرفتم ازت چون مطئنم همین یکی دوروزه خود مدرسه عکسا رو میفرسته برامون و واقعا از این کارشون خیلی خوشم میاد از ثانیه ثانیه کاراتون عکس میگیرن و میفرستن به محض اینکه برام بفرستن همین پست می
2مهر1397

اول مهر

یکشنبه 1/7/97 امروز  مهتا اولین روز مدرسه رفتنش بود. صبح من و باباپس از آماده شدن از زیر قرآن هر دوتون رو رد کردیم  و درحالی براتون اسفند دود می کردیم از صمصم قلب آرزوس موفقیت و سلامتی براتون داشتیم.پدرو مادر بزرگترین آرزوشن همینه. ساعت 7:45 مهتا رو گذاشتمیش مدرسه
2مهر1397

مهر ۱۳۹۷

باز آمد بوی ماه مدرسه باز آمد بوی ماه مهر امروز اول مهر بود از سال ۱۳۹۷ پریسا خانم گلم امروز صبح به مدرسه رفت تا در کنار دوستای گلش ، به امید خدا کلاس سوم رو شروع کنه از دو روز قبل مرتب میگفت مامان استرس دارم...نگرانم.... دلم یه جوری میشه 😄 بهش گفتم کاملا طبیعیه...شما ه
1مهر1397

کلاس اولی داریم 🤗❤

  باز پاییز است، اندکی از مهر پیداست حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست مهرت قشنگ ٬ پاییزت مبارک با اومدن بوی ماه مهر، متین ما هم رسماً کلاس اولی شد و مدرسه رفتنش رو با ذوق و شوق فراوان شروع کرده امیدوارم که تا آخرش همینجور بمونه  31شهریور روز جشن
1مهر1397

شروع سال سوم دبستان

  سلام بر ماه مهر و مهربانی امروز ارشیا سال تحصیلی ۹۸-۹۷ ‌رو شروع کرد و رفت کلاس سوم. وای از خونسری این بشر. امروز اصلا هیجان نداشت کلی هم حرص داد تا بیاد حاظر بشه. دیشب هم خیلی اروم بود خودم وسایلش رو حاظر کردم. فکر می کردم حداقل امروز فول انرژی باشه. از زیر
31شهریور1397

اولین روز مدرسه

✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ امروز آخرین روز از تابستون سال 1397 می باشد. امروز صبح به همراه همسر جان پارمیس رو به مدرسه بریم .آخ که چه روز خوبی بود .وقتی که پارمیس رو تو اون لباس نازش تو صف کلاسش میدیدم از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم خیلی لحظه باشکوهی بود
30شهریور1397

دیدن رشد بهارم

عزیزترینم داری بزرگ و بزرگ تر میشی و دیگه تقریبا همه چیزو درک میکنی. الان که دارم واست مطالب رو یادداشت میکنم داری باهام حرف میزنی و بازیت رو برام توضیح میدی و اصلا نمیزاری بفهمم دارم چی می نویسم. خیلی شیرین زبونی و هرجایی میریم همه از اومدنت می ترسن چون خرابکاری میکنی و ح
28شهریور1397

سوتی های خنده دار مدرسه

یه بار تو کلاس علوم نشسته بودیم و معلم داشت رو به تخته درس می داد. هی مینوشت و بعد روش رو به سمت ما میکرد توضیح می داد . دوست منم که پشت سر ما نشسته بود داشت با موهای من که بلنده و پایین بسته بود از زیر مقنعه مدرسه بازی می کرد . ( من و دوستم میز سوم می نشستیم و پارسال بود یع
27شهریور1397

پیکاسو میشود

تابستون  که مدرسه ی فسقلی  تعطیل بود یه روز با من اومد محل کارم  خیلی واسش کسل کننده بود یکم نقاشی کشید یکم با ایپد بازی کرد، دور خودش چرخید تا رفتیم خونه نتیجه شیطنتای پسرک شد این... یعنی بیا حالا بچه بزرگ کن مدرسه ها شروع شده خیلی درگیره درس و م
26شهریور1397

تغییر بزرگ

خب خب خب دیگه بهتر هستش که به جای خبر های سالانه یکمم از خودم براتون بنویسم . الان 16 سال و 6 ماهمه که 6 ماه و یک سال دیگه میشه 18 سالم و میتونم گواهی نامه بگیرم و از این بابت بسیار خوش حالم.زندگی من از 6 سال پیش که نوشتن رو اینجا شروع کردم خیلی خیلی تغییر کرده و من این تغیی
25شهریور1397

لباس فرم پیش دبستانی

سلام گلم دیروز رفتیم مهدتون و لوازم التحریرت رو تحویل دادیم و لباس فرمت رو هم تحویل گرفتیم. کلاست رو دیدیم و با مربیت (خاله فرشته) آشنا شدیم. الهی فدای تو بشم عزیزم چقدر بزرگ شدی با این لباسها. البته لباسهات یه کم برات گشاد بود و بلند که دیروز عصر بردیم به خاله زهره
-