8آبان1397

کاربرد کلمات بیشتر آقابهراد

سلام بهرادم این روزها به شدت فکرم درگیر پروژه ی از پوشک گرفتن شماست ،البته چون همکاری نمیکنی و پدرت هم میگه بذار بچم راحت باشه، منم دیگه زیاد نمیبرمت دسشویی. ولی بهرحال باید از ی جایی شروع کرد، امیدوارم عزیز جون بیاد بهمون در این زمینه یاری کنه. این روزا کلمات بیشتری بکار
25مهر1397

شروع 18 ماهگی جان جانان

دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان به یه خونه ست... اولش عاشق همه چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان، دیوارها فرسوده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست! بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه.
13مهر1397

پایان پروژه پوشک گیری

سلام گل پسرم حدود دوماه و نیم میشه که از پوشک گرفتمت و خدارو صدهزار بار شکر خیلی خیلی خوب یاد گرفتی و این پروژه سخت هم به پایان رسید. اما اگر بخوام شیرین کاری ها و حرفای خوشمزه جدیدت رو بگم خیلی زیادن که باید سر فرصت بیام. اما کلا صبح ها که آبجی جون میره پیش دبستانی، خیلی
4مهر1397

بیست و دو ماهگی آلا

گل مامان سلام.شیطون بلای من آخه چی کارت کنم اینقد بلایی. این روزا خیلی با شما وروجکا درگیرم.اصلا به حرفم گوش نمیدین.من هرچی بهت میگم گوش نمیدی.یا آرش برعکسشو بهت میگه که انجام بدی و حرصمو در میاره. ماشالا دیگه حرف زدنت کامله.قشنگ جمله میگی. به پیچگوشتی میگی پیپیشتی. به ا
27شهریور1397

تابستان ۹۷

سلام نازنین پسر الان شب تاسوعای حسینیه و تو لالا کردی، عین فرشته ها، مرداد ماه اینقدر سریع گذشت که نتونستم برات خاطره ای ثبت کنم، اما الان اومدم کمی از اتفاقات اخیر برات بنویسم، عزیزکم این روزها حال مردم و کشور عزیزمون چندان خوب نیست، تورم بیداد میکنه ، قیمت پوشکت از دوبراب
20شهریور1397

تو می دانی که من بی تو نخواهم زندگانی را👑🌹💎

درودی گرم و آرام به همراهان خوبم. مثل همیشه شرمنده ی قلبهای پر مهرتونم. سپاسگزارم 🙏  دیروز کانالی ترتیب دادم با موضوعیت عقیدتی. حاوی مطالبی که دریافتهای شخصی خودم هست در کنار کلام بعضی بزرگان. حوزوی ها و خانقاهی ها و طرفداران عرفان های مختلف بهتر درکش میکنند در غیر این
20مرداد1397

30 ماهگی و از پوشک گرفتن آرشیدا

خیلی این پروسه از جیش گرفتن آرشیدا ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود مدام می ترسیدم که توی خونه جیش کنه و تمام زندگیم کثیف بشه اما هر طوری بود باید به آرشیدا آموزش می دادم تا زودتر این کار انجام بشه چون هم دختر بچه بود و هم دیگه سنش مناسب این کار بود انصافاً هم خودش باهام خیل
7مرداد1397

33 ماهگی دوقلوها

       به نام خدا .... گلای خوشگلم دیگه 32 ماهه شدید وتقریبا توی این ماه باید موفق میشدید که  با پوشکاتون خداحافظی کنید ولی نمی دونم کردید یانه آخه آخرین باری که از مامانتون شنیدم گفتند می خوان بیان تربت (تربت حیدریه)و اینجا شمارو از پوشک بگی
6مرداد1397

همچنان در حال عملیات...

سلام مرد کوچولوی مامان امروز پنجمین روزه که وارد پروژه پوشک گیری شدیم خداروشکر نسبت به وابستگی شدیدی که به پوشک داشتی، خوب کنار اومدی. روز اول اصلا نمیومدی دسشویی.وقتی کاملا دریاچه درست میکردی متوجه میشدی. دوبار هم توی لباست کارخرابی کردی. اما روز دوم بهتر شدی و زودتر خبر می
2مرداد1397

آغاز یه پروژه سخت

سلام بر پسر گلم امروز، دوم مرداد97، استارت مرحله سخت و نفس گیر پوشک گیری رو زدم. خیلی واهمه دارم اما کاریه که باید انجام بشه. زودتر ازاین باید این کارو میکردیم، اما واقعا همکاری نمیکردی و به پوشکت شدیدا وابسته بودی. الانم امیدوارم تشویق ها و ستاره زدن به دیوار و..... موث
1مرداد1397

فینقیلی

تازگیا بعد پوشک.کردن با تعجب نگاه میکنی و بعدشم پوشک میکشی نمیدونم چرا😄
14تیر1397

یک اربعین باتو...

یک اربعین از عمرتو گذشت. چون پلک برهم زدنی.  چهل روز مادری چهل روز شیرین وگاهی تلخ چهل شب گاه بیدار، گاه خواب چهل شبانه روز با علی بودن در مجموع پسرخوبی هستی چند روزی است کولیک های گاه وبیگاه، بیتابت میکند ومشکلی که هنوز نتوانستم راه حلی بیایم آن هم گریه ها وجیغ های عجیبت هن
28خرداد1397

کلمه های خوشمزه

سلام گلکم شما تقریبا از 3 ماهگی حرف زدی و اولین کلمه ای هم که گفتی آبو بود که در واقع با گفتن این کلمه مان جونمو صدا میزدیبقیه کلماتی که مختص خودت بود رو هم تو کل وبلاگت نوشتمبعضی کلماتتم که بالای سن 1.5سالگیت گفتی خیلی بامزه بودن اما بطور رسمی از دو سالگی جمله میگفتی
20خرداد1397

علی بزرگ میشه

سلام گل پسرم شبهای قدر تموم شد و خداروشکر شما کمال همکاری رو بامن کردی و اصلا اذیتم نکردی. روز قدس هم رفتیم راهپیمایی.اونجا هم راه رفتی و بغلم نبودی خلاصه که داری بزرگ و آقا میشی. تنها مشکلی که باهات دارم پوشک گرفتنته که اصلا همکاری نمیکنی و منم موکول کردم به بعد امتحانا
4خرداد1397

این روزها

سلام عشق قشنگ مامان این روزها میخوام تو باپوشک خداحافظی کنی شاید روزهای سختی باشه اما بیا ما سخت نگیریم..... خیلی همکاری نمیکنی انگارتنبلیت میشه اما منم سعی میکنم روشهای جدید امتحان کنم بگذریم.....بیا این روزها که من تعطیل شدم حسابی خوش بگذرونیم
-