17مهر1397

مکالمه من به انگیلیسی به درخواست یه نینی وبلاگی عزیز ادامه پست قبل

این مکالمه به صورت انگیلیسی بوده و اگر بلد نیستید می توانید ترجمه کنید یا از من بپرسید . امیدوارم لذت ببرید. البته این مکالمه خیلی کلمات ساده داره و قابل فهمه ?ME : Excuse me . where is the sauce ?The Girl : what kind of it .ME : ketchup sauce please   ?Girl :
9مهر1397

نگارش شده در مرداد ماه

عشقم  دارم با تبلت برات مى نويسم ،باورم نمى شه زيادم سخت نيست و اتفاقا داره خوشم مياد اگه به همين راحتى باشه از اين به بعد اينطورى برات وبلاگ بنويسن  تو اين مدت چند روزه با هم ايل گلى رفتيم و يه عقد هم رفتيم كه عالى بودى و تا حدود زيادى خجالتى نمى دونم چرا جديدا
7مهر1397

ارتباط با من

سلام از دوستان قدیمی اگه کسی هنوز به وبلاگ سر میزنه و دلش میخواد با من در ارتباط باشه میتونه آیدی های زیر پیام بده...فقط لطفا بنویسید که از وبلاگ اومدین که بشناسم،اگه اینستا پیام دادید جواب ندادم بیاید تله(یا برعکس) ____________________________________________________
5مهر1397

شروع سال تحصیلی جدید مبارک

        به نـــــــــــام خــــدا .... سلام خوب هستید؟ امروز اومدم با یک پست جدید و با چند تا عکس از آیدا نازم ، اول از همه اینکه شروع سال تحصیلی جدید رو به همه دانش آموزا و مخصوصابه امید و آیدا  تبریک میگم  و اینکه امسال آیدا نازم میره
5مهر1397

آیدا و امید با پسرعموشون و دخترعمشون

        به نام خدا .... سلام بالاخره اومدم با یک پست جدید و با دوتا عکس از آیدا و امیدکه بالاخره دست از سراین تنبلی برداشتم  که بیایم یک پست دیگر هم  بگذارم  آخه خودتون که بهترمی دونید داشتن چندتا وبلاگ  وقت زیاد می خواد البته
5مهر1397

آیدا در عروسی دیشب ...

        به نام خدا .... سلام برهمگی دوستان گلم مرسی از اینکه تمامی مطالب وبلاگم رو می خونید و دنبال می کنید. درضمن دیشب عروسی دعوت بودیم. فقط این رو بگم که عکس تقریبا زیاد گرفتم و الان هم باید این عکس هارو غیرازاینکه توی وبلاگ خودم قرار می دهم تو
5مهر1397

بازگشت دوباره بعد از یه غیبت خیلی طولانی D:

سلام :) مهدی ام یه مدت نبودم رمز نینی وبلاگم یادم نبود خاله بهنازمو آفا احسان هم یادشون نبود یعنی به طور کلی نینی وبلاگ رو یادمون رفته بود :( تا اینکه یروز خالم بهم گفت : "از نینی وبلاگ چه خبر؟!" گفتم که رمزشو یادم نیست :( خالم هم اومدو باهم رمزو پیدا کردیم و
4مهر1397

عکسهای آیدا و امید درتهران ....

        به نام خدا .... سلام دوستان گل آیدا وامید نازم . دوباره امشب بنده اومدم با یک پست جدید الان ساعت 22:52 دقیقه است وبنده هم می خوام پست جدیدی رو توی وبلاگ امید و آیدا نازم ثبت کنم. بهتون که قولش رو داده بودم با یک پست جدید میام و با عکسهای
3مهر1397

قول

قول میدم از این به بعد تند تند بیام و وبلاگتو بروز کنم*
2مهر1397

عاشقانه ام برای پانیذم

      دخترم دوستت دارم      دخترم به تو زندگی را خواهم آموخت اما خودت بهتر از من بیاموز.درست زندگی کردن را بیاموز.اگر دلت شکست اشک درمانش خواهد بود اگر ترسیدی توکل به معبودت درمانت میشود .دخترم بیاموز که مهربانی دلیل نمیخواهد اما
31شهریور1397

اولین روز مدرسه

✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ امروز آخرین روز از تابستون سال 1397 می باشد. امروز صبح به همراه همسر جان پارمیس رو به مدرسه بریم .آخ که چه روز خوبی بود .وقتی که پارمیس رو تو اون لباس نازش تو صف کلاسش میدیدم از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم خیلی لحظه باشکوهی بود
26شهریور1397

تابستان تموم شد

امروز دباره وقت کردم سری به وبلاگ بزنم .وانیا پیش زهرا گلی هست .وانیا یکسال و دو ماهش شده
25شهریور1397

خواستگاری داداش امیرم ...

      به نــــــــــــــــــــــــــــام خــــــــــــدا ... سلام به دوستای گلم و ممنون از لطف و مهربونیتون ومرسی از اینکه همیشه هرموقع که فرصت کنید به وبلاگم سرمیزنید و اینکه اومدم با یک پست جدید.دیشب یعنی : 1397/5/31 برای داداش امیرم رفتیم خواستگاری
-