22آبان1397

سارينا و اتفاقاي مهر و آبان در مدرسه

سارينا جونم ديگه با مدرسه رفتن خانمي شده براي خودش.اينم چند تا از عكساي مدرست به مناسبتاي مختلف: قرار شده سر تولد هر بچه اي براي اينكه گذر زمان رو حس كنن،والدين يه جعبه شيريني بيارن و مدرسه يه تولد ساده براش بگيره.اينم اولين تولدت در اولين سال حضورت در مدرسه: اينجا
20آبان1397

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

سلام به خدا  سلام به همه سلام به خدای مهربون سلام به امام رضا ک قربونش برم حواسش به همه جا هست . آقا امام رضا یهویی ظلبید .یهو دیدیم یه تور ثبت نام میکرد و ماهم ثبت نام کردیم و فردا عصرش حرکت کردیم . تازه جالب اینکه ما توی کانال نوشته بود حرکت ساعت 19 ک یهو من وکیا
20آبان1397

قاصدک خوش خبر،اومدربیع الاول6(گزارش جشن ستاره دنباله دار(بخش دوم)

بخش دوم مجری: خب کبوتر جون، بازیه بعدی چیه؟ کبوتر: اینجا نوشته بغ بغو بغ بغ بغو بعد تند تند می خونه بعدش با نگاه مجری( آروم آروم بهش نزدیک می شه و حسابی به صورت کبوتر زل می زنه) به خودش می یاد و می گه ببخشید ببخشید و ادای خوندن در میاره و می گه، اسم این بازی غار حراء ست. خ
18آبان1397

بیوگرافی محمد کمال

سلام! من محمد کمال هستم من ۳ سال سن دارم متولد ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ هستم من یک داداش کوچک تر از خودم دارم به نام محمد امین من داداش امینم را خیلی دوست دارم و با ان بازی میکنم🤩
18آبان1397

خاطرت پنج ماه اخیر

سلام گل دخترم دوباره گوشی مامان قاطی کرد و با کلی زحمت تونستم چند تا عکس از خاطرات پنج ماه اخیر پیدا کنم تا ثبت کنم این روزهای قشنگ با تو بودن رو: کلاس اول شما با خیر و خوشی تموم شد این هم کارنامه ی کلاس اول : فصل تابستان گرم امسال بیشتر اوقاتش و با بچه های شیطون همسایه
18آبان1397

حضور در برنامه‌های روز خبرنگار

سلام گل قشنگم. شما امسال با مامانی و در بعضی از مراسم ها با حضور بابایی در مراسم‌های روز خبرنگار شرکت کردی. اولین برنامه، پیاده روی خانوادگی بود که در مسیر تپه عباس آباد برگزار شد و در رستوران بالا استخر به صرف صبحانه مهمون شدیم.امسال عزیز جون هم با ما همراه شد. یکی
14آبان1397

اربعین ۹۷

عشقم امسال قراربودشما همراه بابا بری کربلا ولی شناسنامت گم شد... قسمت نبود ولی خیلی گریه کردی ومنو اذیت کردی
11آبان1397

مقدمه

نرجس بانو! دخترم! من به یمن اومدن تو مادر نامیده شدم. نرجسم شیرینی روزهای جوانی ام را با تو تقسیم میکنم حرفهایی را که شایذ هیچ وقت یادم نیاید برایت مینویسم تا برای تو یادگاری بماند نرجس بانو! دختر
11آبان1397

نامه ای برای خدا...

   ای خدای خوب و مهربان، من میدونم که نمیتونی جواب ما رو بدی اما تو که ما رو میبینی و صدامون رو میشنوی؛ خدایا بهمون روزی بده؛ خدایا پیرها رو جوون کن؛ خدایا اگه ما راهمون رو گم کردیم،مثلا رفتیم تو یه بیابون و گم شدیم تو کمکمون کن؛ خدایا ما تو رو دوست داریم ؛ خ
10آبان1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)96(ویژه برنامه ی اربعین مخصوص کودکان)

برگزار کردن یه برنامه ویژه اربعین برای بچه ها، التیام کمی برای دل سوخته مون از جا موندن از این قافله ی عشق بود؛ ابتدا بچه هایی که به موقع اومده بودن، پرچم شون رو با گچ تزیین کردند و فضا هم با صوت کلیپ"بارون کجایی؟ بارون" (کلیپ کودکانه در مورد اربعین) متبرک می شد
9آبان1397

یا معید

جزوه نوشتن فقط اونجاش که از بالای صفحه تا سر خط اول پشت هم مثه مشق شب مینوشتم یا معید یامعید یا معید..... انقدر تو هم تو هم مینوشتم که هیچکس نتونه بخونه دوستای کنار دستیم به هم میگفتن این چی نوشته؟چرا نمیشه خوندش؟ خدای معید پس کجا بودی تو که غصه ی اون لحظه ها رو ببینی؟ ح
7آبان1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین (علیه السلام) 95(موکب و یه دنیا بازی عاشورایی(۱))

از تهران، به نیت مربی کودک، عازم این جاده ی شگفت انگیز و رویای شده بودم، ولی صاحب موکبی که توش مستقر بودیم، موافق انجام کار برای بچه ها نبود و می گفت اینجا جای استراحت زایرین هست و بچه ها رو متفرق می کرد.نمی دونم چه جوری شد که صاحب موکب سفره ی بانوی سه ساله ی کربلا" رقی
6آبان1397

دعوتیه عمو صادق

جمعه ظهر -دعوتیه عمو صادق هتل کوهستان قسمت کافی شاپ هتل که بعد نهار رفتیم اونجا و تا ساعتای 5.5 اونجا بودیم یه اقایی هم یه برنامه ی تولد خودمونی و البته سوپرایز واسه خانمش تو کافی شاپ ترتیب داده بود که ما هم تو جشنشون شریک شدیم و برای خانمش شعر تول
-