18دی1397

يه روز عالي با مامان

به نام يزدان پاك عزيز دلم اون روز كه حكم ماموريت مديرمو تكميل كردم در دلم يه شوري برپا بود، به عزيز
17دی1397

اطاعت ميشود

امروز كه از مهدكودك اومديم شاهزاده اميرعلي گرسنه بود و با هم رفتيم رستوران آواچي آقا پسر سفارش مرغ د
15دی1397

داداشم ۲

سر ظهر که هوا گرمتر بود با دوچرخه هاتون رفتید تو کوچه بازی کنید،منم دم در وایسادم ...... یگانه و پس
7دی1397

مهد نرفتن پرنیا

سلام دخترنازنینم پرنیای عزیزم  تو این مدت از بعد از تعطیلات عید نوروز تا الان تقریبا همش درگیر
5دی1397

تاخیر طولانی

سلام عزیزکم  بعد تقریبا یک سال و نیم فرصت شد بیام مطلب بزارم تو وبلاگت چه مدت زمان زیادی&
5دی1397

5 سالگی

سلام امروز سر صبحی یهو گفتم یه سری بزنم. داشتم به پنج سالگی فکر می کردم. پنج سالگی تو .. تو پسر پنج