2مهر1397

بوی ماه مهر97....

 پاییز پیچ تندی بود با یک جاده خیس حواسمان پرت شد تصادف کرد با کوهی از خاطره ما ماندیم و دل غم زده… اما عاشقانه روزهایش را ورق می زند،مجالی نیست باید رنگ ها را مهمان برگ ها کرد... الهم صل علی محمد و آل محمد (روح تمامی رفتگان  و پدرمادرهای نازنین غرین ر
31شهریور1397

فرزند پروری متناسب باجنسیت

   یکی از نکته هایی که در فرزندپروری اهمیت دارد، این است که کودکان متناسب با جنسیت‌شان تربیت شوند. اگر کودکی با توجه به جنسیت خود پرورش نیابد (تربیت دختران با شیوه‌های پسرانه و پسران با شیوه‌های دخترانه)، ممکن است در آینده در پیداکردن هویت جنسی ثابت
31شهریور1397

تربیت دینی نوجوانان

   دوران نوجوانی بهترین زمان برای تربیت و پایه گذاری زندگی سالم وسعادتمندانه است. این دوران در زندگی انسان از اهمیتی ویژه برخوردار است وشالوده ی شخصیت انسان معمولا در همین دوران ریخته می شود. تربیت کاری ظریف و دقیق است که موفقیت در آن جز با بصیرت وروشن بینی میسر نی
31شهریور1397

کلاس اولی مون...!

یا حق...؛ چقد خوب جانَکم ... که باز کودکی هایم را...با تجربه های شیرین و به یادماندنی تو مرور میکنم. از امروزمان میگویم پِسر جان از اول مهر دلم می تپد برای شادی و دلشوره امروز بغضی که از اول تا آخر مهمان دلم بود برایت وان یکاد خواندم و دعایت کردم جان دلم
31شهریور1397

روز شکوفه ها

عزیزتر از جانم، قدم تو مسیر بزرگ شدن گذاشتی و کلاس اولی شدی، جان مادر خیلی زود داری بزرگ میشی و من این گذشت زمان رو باورم نمیشه، خودت خیلی خوشحالی و با ذوق میگی دوست دارم زودتر مشق بوینیسم! دقیقا همین جوری میگی قربون قد و بالات برم من جان مادر، بی صبرانه منتظر دیدن موفق
28شهریور1397

مادرم رفت!😢

کاش آن شب را نمی آمد سحر!😢 ۷صبح روز یکشنبه ۴شهریور ۹۷ تلخترین جمله ی عمرمو از بابات شنیدم!”فاطمه مامانت سلامتو رسوند!“و در حالیکه بغضش ترکیده بود و به شدت گریه میکرد گفت:”فاطمه مادرت رفت!“ 😢😢😢😢😢 و من فرو ریختم!!دنیا بر سرم آوار شد.....و فقط سکوت
24شهریور1397

ز کودکی خادم این تبار محترمم

شب سوم محرم 1397 شب خانوم رقیه سه ساله حلما گلی در جمع کودکان کانون رهپویان وصال شیراز شب چهارم محرم     از دومین ماهگرد تا سه ماهی حلما گلی - 1393 حلول ماه محرم تسلیت باد.... گزارش عزاداری حلما گلی در دهه محرم 94 گزارش عزاداری حلما کوچولو در
24شهریور1397

این روزها به روایت

  صبح های شنبه همیشه برایم پرملال بوده؛ شاید از همان زمانی که مهدکودک میرفتم... امروز هم از همان صبح های شنبه بود.. اندوه را در بغض فروخورده ی تو دیدم که دوست نداشتی بری مهد و آنقدر چرخیدیم تا سر از سوپرمارکت و کاکائوهای مورد علاقه ات درآوردیم... این جمله مدام تکرارِ ذ
20شهریور1397

برای ویهانم..

  یعنی باور کنم مدتیه تو صفحه وبلاگت چیزی ننوشتم!!! از اونجاییکه هیچ انسانی کامل نیست من هم نتوستم به برنامه وبلاگ نویسی ماهانه ام برای دلبندترین دلبندم جامه ی عمل بپوشونم... من مادری هستم که این روزها زاویه دیدم به خیلی چیزها تغییر کرده و هرز گاهی هم از زاویه ی دید د
18شهریور1397

سیزده بدر93

امروز سیزده بدر بود و هوا به شدت سرد.ما تصمیم گرفتیم توی کوههای سمت چهارزبر بریم .خانواده عمو سیاوش هم به ما رسیدند.روز بسیارخوبی بود ولی غروب برگشتیم چقدر روزم تلخ و تار شد. با لبت خوردی لبه فرش خونه مادری و کلی از لبت خون اومد.سر همین قضیه بابا بامن دعوای بسیاربدی کرد. لبت
18شهریور1397

گلدونکاری سایدا

تا من یا مادری میخوایم خاک گلها رو عوض کنیم یا سرو سامانی به گلدونها بدیم وارد میدان میشی و وسایل رو از دستمون میگیری و خودت رو خاکی میکنی من که ازدستت عصبانی شدم ولی مادری با حوصله باهات کنارمیاد و به خواسته هات جواب مثبت میده.حالا که فکرشو میکنم یک گلدون ارزش داد زدن سر تو
18شهریور1397

خانه ما...

سلام دوستان اینم عکس خونه تمیز شده من... لطفا نظراتتون رو در مورد خونه و دکوراسیونش بهم بگید. البته خونه من به قشنگی خونه های شما نمیشه... عکس اتاق خواب   اتاق عزیزدل مادر اشپزخونه حال اینم حیاط دوستان ببخشید دیگه خونموم قدیمیه...اما خیلی باصفاست. من
-