هدر نی نی وبلاگ
25خرداد1398

منتقد کوچک!

میگه:"چرا بیشتر قصه ها و برنامه کودکا اینجوری تموم میشه؟ کلا آخر همه قصه ها مینویسن &qu ...
20خرداد1398

22 ماهگی

22 ماهگی روزای شیرین سن تو بود. کلمات جدیدی که تکرار میشدن  کارهای جدیدی میکردی در 22 ماهگی ب ...
9خرداد1398

در من دختریست

 احساس میکنم لیلا م..... لیلایی که آراز و هم میخواد هم نمیخاد.... احساس میکنم رونام..... رون ...
8خرداد1398

شب بیستو سوم

گفته بودم مادرم قول داده بود شب بیست و سوم بریم احیا مسجد.....زد زیرش.....خواهرم که اومد ، گفت میمون ...
6خرداد1398

#قصه

آی #قصه قصه قصه 🌸🌸🌸 آماده می‌شدیم تا به میهمانی برویم، مامانم لباس‌های علی، داداش کوچکم را ...
6خرداد1398

#شب_قدر قصه

آی قصه قصه قصه قشنگترین شب دنیا🌸 #شب_قدر پیامبر عزیز ما در حال نماز خواندن بودند. .   شب ...
6خرداد1398

دومین شب قدر

من میگفتم بریم احیا مسجد... مادر میگفت بریم احیای خونه عمو حج رحمن..... من میگفتم زشته ، مادربزرگ او ...
25اردیبهشت1398

زندگی

    تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است. #عشق #زندگی &nb ...