3آذر1397

النای پنج سال و 6 ماهه

النا توی این سن یه کم لجباز تر و مستقل تر شده و به سختی میشه رو حرفش حرف زد و توی خونه حکمرانی میکنه...شاید اقتضای سنشه و شخصیتش داره شکل میگیره... داد و بیداد و جیغ زدناش بیشتر شده و با قهر کردن سعی میکنه به هر چی میخواد برسه... النا از بچگی تا الان همچنان عاشق چسب زخم،عاش
20آبان1397

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول5(گزارش جشن ستاره دنباله دار(بخش اول)

ورود ویژه هنگام ورود بچه ها، دو نفر دم در ایستادن و دو تا پرچم سفید رو تکان می دهند و به حالت ریتمیک عبارت «صلح و دوستی یه راز ماندگاره    این پرچم های سفید نشونه ی این رازه» را می خوانند بچه ها از بین دستانشان رد شوند. مجری با بچه ها سلام
13آبان1397

13 آبان مبارک!

  ما دانش آموزیم ما دانش آموزيم سربلند و پيروزيم باغ سبز فرداييم نونهال امروزيم.     صبح ما بود تابان قلب ما بود شادان بخت ما بود خندان شادكام و بهروزيم. جان ما گل افشان است گلشني شكوفان است در دل زمستان ها مژده بهاران است.   غنچه هاي اميد
29مهر1397

این همون مطلب رمز داره

    به ادامه مطلب مراجعه کنید      همیشه میگن زندگی پستی و بلندی داره راست میگن    گاهی من تو بلندی هام و غرق آرامش اونقدر آروم که فراموش میکنم طعم تلخی رو   و اما گاهی هم درگیر  سرازیری های زندگی  میشم   و
13مهر1397

تئاتر قصه یک شب خیالی

قصه این تئاتر ماجرای پسر بچه ای بود که بدنبال الگوهای خارجی و کارتونی بود اما یک شب تو خواب شخصیتهای مورد علاقش اومدن مرد عنکبوتی ، لاکپشت نینجا و هیچ کار واقعی نتونستن براش بکنن چون همه اون اتفاقا فیلم بود و جلوه های ویژه .در عوض با قهرمان واقعی آشنا شد که یک رزمنده دف
10مهر1397

7سالگی دلبندم

این هفت سال چقدر نزدیک است یا چقدر دور است؟؟من لحظه هایش را باتو زیسته ام...دوستت داشته ام ....عزیزترین کسی هستی که در کره زمین دارم...چقدررر به تو نزدیکم ...چقدر باتو کودکم....چقدررر باهم دوستیم!!!!....با این سنت هر فکر و رفتارم را می خوانی....همیشه دلگرمم می کنی با حرفهایی
20شهریور1397

باید برات بگم....

خیلی حرف دارم برات عشق دلم از سفری که گذشت، اتفاقای خوب و بدش، قصه هایی که میتونست شروع بشه ولی بخاطر سفر نشد، از ریزه میزه هایی که به عشقت خریدم، از نگرانیم که نکنه عمه ام بخاد اسمتو رو بچش بزاره..... از اون نشونه ای که تو قم تابید، از چراغونی دلم ، از اینکه هزار برابر هم
16شهریور1397

فقط عکس 37

زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه با سوسوی امیدی کم رنگ زندگی باید کرد گاه با غزلی از احساس گاه با خوشه ای از عطر گل یاس زندگی باید کرد گاه با ناب ترین شعر زمان گاه با ساده ترین قصه یک انسان زندگی باید کرد گاه با  سایه ابری سرگردان گاه با
3شهریور1397

قصه خرس زورگو

آقا خرسه از خواب بیدار شد، گرسنه بود و کم حوصله. دست و صورت نشسته راه افتاد توی جنگل تا برای صبحانه یه چیزی پیدا کنه. حسابی هوس عسل کرده بود. یه راست رفت سراغ لونه زنبورا. دید زنبورا دارن عسل می فروشن. خرگوش، گوسفند، سنجاب، گاو، زرافه، خلاصه همه حیوونا، هم توی صف ایستادن.
20مرداد1397

کاربردهای حس جاندار پنداری قسمت پنجم

به نام خدا سلام تا اینجا مثال های مختلفی از کاربردهای حس جاندار پنداری در تربیت بچه ها رو براتون گفتیم و مثال های متعدد و زیاد دیگه ای هم میشه زد که امروز چند نمونه ی دیگه رو براتون میگیم. این ابزار تربیتی نه تنها در موقعیت های مختلف، مفید و کارگشاست بلکه قوه ی تخیل و
16مرداد1397

خبری ناگوار...فوت ناگهانی آقای رادفر مدیر مدرسه شاخص

عجب رسمیه،رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه چند ماهی بیش نیست که مدرسه ها باز شده و بچه ها در تکاپو برای آموزش ،هیجان در تمام بچه ها موج میزند و همه ی بچه ها خوشحال و خندون در کنار هم بازی می کنند،در همین احوالات خبری ناگوار تما
1مرداد1397

شعر زیبا در مورد خدا

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا   خانه اي دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس خشتي از طلا   پايه هاي برجش از عاج و بلور بر سر تختي نشسته با غرور ماه برف کوچکیاز تاج او   هر ستاره، پولکي از تاج او اطلس پيراهن او، آسمان نقش روي د
27تیر1397

تو مثل ِ بهانه اي تو مثل ِ بهاري تو مثل ِ

    تو مثل ِ بهانه اي تو مثل ِ بهاري تو مثل ِ تمام ِ هر چه تا به حال داشتم نيستي جدايي از تمام ِ آنچه منظور ِ من است... تو بهترين حسّي... با تمام ِ دلبري ... با تمام ِ قصه هاي دلبرانه كه پيش ترها مادرم براي كودكي هايم تعريف ميكرد...
21تیر1397

کارگاه قصه گویی و نمایش خلاق

کارگاه قصه گویی و نمایش خلاق . #محیانمازی 📆دوشنبه ⏰16:00تا16:45 #بدون_والد . ⏰16:45تا17:30 #مادروکودک . @creativitycenter ||مرکز خلاقیت || . #فرزندپروری 🔴 👌👌 . وقتی بچه ما مشکلی داره، مثلا می ترسه، خجالتیه، زود عصبانی میشه، دندون هاش رو نمی شوره و... گفتن اینکه "دخترم،