2مهر1397

تور جنگل سراوان و دریاچه سالقکسار- محرم

از تهران خیلی تور های یک روزه هست ولی از کاشان تاحالا پیگیر نشده بودم. این بود که تصمیم گرفتم ببینم از کاشان هم تور یک روزه به اطراف میبرن.دیدم بععله میبرن و چه جاهای خوشگلی هم میبرن.این شد که توی یه تور خیلی خوب و شاد برای جنگل سراوان ثبت نام کردیم. دور بود ولی خب گفتم تجرب
1مهر1397

اولین سفر

عزیزتر از جانم دوشنبه هفته پیش اولین سفر زندگیت رو باهم رفتیم.من و تو و دایی محمد . با هواپیما رفتیم استانبول .اونجا مترو سوار شدیم. با کشتی رفتیم جزایر زیبای ادالار رو دیدیم .با مرغهای دریایی غذا خوردیم. کلی گشتیم و خرید کردیم . یکی از مرکز خریدهای بزرگ رو دیدیم. پنج ش
31شهریور1397

22 ماهگی

چقــــــدر زود 22 ماه گذشت . انگار همین دیروز بود که خبر از اومدنت دادم . از زمینی شدنت ...   اون روز 53 سانت بیشتر نداشتی ... حالا شدی یه دختر زیبا با 83 سانت قد ! شدی یه دلربا ، عزیز جان ... شدی تمـــــام هستی من و بابا !   حالا باید نوید 2 ساله شدنت
31شهریور1397

چهارمین ماهگرد سورنای من

گوشه ی دلم، مهر با تو مهربانتر از همیشه به پایان آمد و چه زیباست رنگ بازی طبیعت در کنار تو، روزها، ماه ها و فصل ها در گذرند و تنها چیزی که برایم خاطره می‏شود عشق بازی با توست.
30شهریور1397

پرنسس دنیای صورتی......

اتاق صورتی رنگ با پرده ی صورتی بالش صورتی موکت صورتی برس صورتی پرنسس دنیای صورتی...... به یه خواب نتز صورتی فرو رفته...... خوااااااب ناااااااز صوووووووورتی....... عاشقتم فرشته ی زیبایی ها
29شهریور1397

تولد بهترین بابای دنیا مبارک

باید یک مرد مهربان تر از خودت کنار زندگیت بماند که رنگ رژ لب و لاک های ناخنهایت با سلیقه ی او باشد؛که به وقت دیدنش دیگر در کیف دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خشک نکند. دیگر از بر هم خوردن آرایشت نترسی و دلهره ی پاک شدن رژ لبت را پیش او نداشته باشی .دیگر برایت مهم نباشد
29شهریور1397

سفر شمال_شهریور۹۷

از ۲۴تا۲۸شهریور۹۷رفتیم به اتفاق باباجون و مادرجون شمال...بابا تو عباس اباد مهمانسرا رزرو کرده بود️که خوشبختانه فاصله ش تا دریا ۱۰۰ متر بود روز اول از ساعت ۴عصر رفتیم دریا .کلی شنا کردیم و ماسه بازی کردی پ جت اسکی سوار شدیم. شام همونجا املت خوردیم و تا ساعت ۲صبح اونجا بودیم ️
28شهریور1397

سوتی های خنده دار مدرسه

یه بار تو کلاس علوم نشسته بودیم و معلم داشت رو به تخته درس می داد. هی مینوشت و بعد روش رو به سمت ما میکرد توضیح می داد . دوست منم که پشت سر ما نشسته بود داشت با موهای من که بلنده و پایین بسته بود از زیر مقنعه مدرسه بازی می کرد . ( من و دوستم میز سوم می نشستیم و پارسال بود یع
28شهریور1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)31 (شعر محرم کودکانه)

    یه پهلوون تو کربلاست      پهلوون پهلوووناست(۲) جونشو داد برای آب         عمو،فدای بچه هاست جانم حسین جانم حسین آقا و مولای حسینم(۲) دوتا حرم تو کربلاست. یکی شقایق،یکی یاس این یکی قبله ی دله. اون یکی کعبه ی احساس ج
26شهریور1397

34 ماهگی ات پُر از شیطنت و شوق زندگی

  دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان به یه خونه ست... اولش عاشق همه چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان، دیوارها فرسوده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست!  بلکه به خاطر عی
25شهریور1397

برای پسرم

نازنین پسرم همین که تو را دارم، بهترین هدیه ی دنیا را دارم، دیگر در بین ستاره ها به دنبال درخشان ترین ستاره نیستم در میان گلها به دنبال زیباترین گل نیستم تو کهکشانی هستی از پر نور ترین ستاره ها کودک من محمدم روز به روز بزرگتر میشوی و من عاشق تر پسرک من محمدم ممنونم که به دنی
24شهریور1397

زیباروی قرمز پوش من ...

گر تو گرفتارم کنی ، من با گرفتاری خوشم ... داروی دردم گر تویی ، در اوج بیماری خوشم ... از چهره ى تو چیز زیادى یادم نیست ؛ جز این که اقیانوس آرامى ریخته بود بین چشمهات و روى طراوت لب هایت زمزمه ى تردى بود که گنگم مى کرد ، و نمى گذاشت از چهره ى تو چیز زیادى یادم باشد ...
23شهریور1397

جشن پایان کتاب آموزش حروف عربی 1 _کلاس روخوانی قرآن به روش اشاره...

خب بلاخره اولین کتاب این دوره هم تمام شد و دخترک مامانی الان حروف الفبا رو میتونه بخونه البته شما فقط روخوانی میکنید و اصلا" نوشتاری ندارید،خدا رو شکر این کتاب رو هم مثل دوره قبل عالی بودیتوی این دوره کوچولوترین فرد کلاستون هستی ومربی تون خیلی ازت راضی هست و یه بار
23شهریور1397

راحت جانم پنجاه و پنج ماهه شد...

حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست  نه آغاز دلتنگی های سرد پاییزی! نکند با هر باد و بارانی بلرزد،بخشکد زیر انبوهی از برگ ها. باران اگر بارید، سیل اگرجاری شد و جاده ها خیس از نبودن،تو اما حال و هوای دلت گرم بماند. دلبسته ی واژه ها،نگاه ها و دست
20شهریور1397

دخترکم تولدت مبارک🤗

گلم سلام امسال چون ۲۵ شهریور روز تولدت مصادف با پنجم محرم میشه یکشنبه یعنی ۱۸ شهریورماه برات یه تولد کوچک گرفتیم. خیلی فرصت نکردم تزیینات انجام بدم اما خوب تولد کوچیک و زیبا و به یاد ماندنی ای شد. شما که کلی ذوق کرده بودی و با زینب و عرفان حسابی بازی کردی و بالا و پای
-