16دی1397

اولین دندانپزشکی من

بر خلاف همه بچه های همسن و سالم که از دندونپزشکی هراس دارن نه تنها نمیترسیدم بلکه اصرار فراوون هم می
12دی1397

ناز قیزیم

گوزل قیزیم ناز قیزیم   منه نازلان آز قیزیم گوره جک گوزوم سنی دونیام اولور یاز قیزیم  
3دی1397

روزئولا

بعد از یک هفته استراحت و مرخصی گرفتن من٬ حالت خوب شد و جمعه برگشتیم اراک... پنجشنبه شب٬ شب یلدا بود.
24آذر1397

اولین غذا

با مجوز آقای دکتر تونستیم از امروز غذا دادن به سورنا خان رو آغاز کنیم. چون مامان ساناز از ابتدای ما
21آذر1397

مردچینی!!👲

سلام نازدلم!💓💓💓💓💓💓 داشتی فیلم چینی نگاه میکردی بعدفیلم، گفتی :مامان ،مردای چینی بهترازمردای ای
20آذر1397

دست خوردن

آقا سورنا که به طرز لذت بخشی از سه ماهگی خوردن دستان روشروع کرده بود حالا این روزها به دست مامان و ب