17آذر1397

تقویم رشد کمند ......

  کمندم همه کارهاش با عجله بود از همون نوزادی توی کریر که می ذاشتمش سینه میزد بیاد بیرون و پاهاش را سفت میگرفت که نخوابونمش . بند نافش سر 4  روز افتاد  یک ماه و نیمش بود که روی دنده می چرخید  دو ماه و نیمه بود که کاملا روی شکم برمیگشت و کمکم داشت تمری
12آذر1397

سحرم روی چو ماهت ... شب من زلف سیاهت

سلام گلهای قشنگم لیانای من:سلام قلب من عزیزکم. دخترکم روز به روز کنجکاوتر و شیطون تر میشی به هر جا سرک میکشی  آره قبل از شش ماهگی چهار دست و پا رفتن رو یاد گرفتی . دندون هم دقیقا هشت ماهت تمام شد ه بود که دندون در آوردی و من خیلی خیلی خوشحال شدم که دندونت رو دیدم.
11آذر1397

اولین دندان دائمی

پسر ناز و خوشگل مامان، اوایل آذر متوجه شدم یه دندون خوشگل پشت دندون شیریت دراومده، دندون پزشک گفت باید دندونای شیری رو بکشیم تا حا برای دندون دائمی باز بشه و این شد اولین تجربه ی دندون پزشکیت گل من الهی من فدای این مرواریدای خوشگل و سفیدت بشم که حتی یه دونه خال هم روشون نیاف
11آذر1397

کودک دوست داشتنیه من

دوشنبه 5 آذر در خونه - موقع سوار شدن به سرویس در مهد روز يكشنبه هم همون طرفاي ساعت ١ با گيتا و برديا امديم حياط كه بريم پارك كه چون بابا از قبلش ماشين مي شست و هنوز كارش تموم نشده بود من و گيتا جون پياده رفتيم پارك نيلوفر نزديك خونه و بابا و برديا موندن . وقتي برگش
28آبان1397

مورخ 28-08-1397 ادامه

ادامه مطلب آترين و بسكتبال كه بسيار علاقه داره و با عشق ميره و بابا و مامان آترين سفري داشتيم به جنگهاي ديلمان و سياهكل اونم كمپ براي اولين بار اونم دو شب در چادر و بارون و مه و....... تعداد 24 ماشين آفرود 84 نفر در مه و رعد و برق تولد آتر
26آبان1397

اولین دندونم که افتاد.........

تقریبا دو هفته ای بود که دندونم لق شده بود؛ خیلی نگرانش بودم همش از مامی سوال میکردم؛ نکنه یهو قورتش بدم تا اینکه چند شب پیش با داداشی داشتم بازی می کردم که یهویی انگشت داداشی خورد به دندونم و افتاد فوری به مامان جون و باباجون جونم زنگ زدم و بهشون گفتم که دندونم افتاد فر
24آبان1397

روزای پاییزی ۹۷

دختر قشنگ من امروز شش سال و سه ماه و چند روز از بودنت کنارم میگذره..این روزا کارمون همش اب بابا ادب باد شده!داری سواد یادمیگیری همه زندگی مادرررر علاقه زیادی نشون میدی خط قشنگی داری ماه تر از همیشه ای دیروز اولین دندون شیری ت توی مدرسه افتاده..اومدی خونه میگی نمیگی مبارک
18آبان1397

سر زدن دهمین نازگل خانوم و سوختگی انگشتت

ده آبان متوجه شدم دهمین دندونت نیش زده کلی خوشحالی کردیم . این روزا دندونات دارن واسه مامان معما طرح میکنن  دندون آسیاب بالایی سفید شده بود همش منتظر بودم نیش بزنه ولی دقیقا دندون پایین همون نیش زده ولی بالایی همچنان سفیده دستم میزنم دندون احساس میکنم. خب دا
5آبان1397

اولین دندون شیری گیتا جونم افتاد

چهارشنبه ظهر که مرخصی گرفتم و زودتر امدم تا به مهمونیه نهار امیر اقا برسیم وقتی رفتیم خونه مامانی دنبال گیتا جون تو راه برگشت به خونه دیدم یکی از دندونای نیش پایینش افتاده ( همونایی که دیشب متوجه شدیم لق شده ) بابا هم گفت اره صبح که گیتا رو بیدار کرده متوجه شده احتمالا
2آبان1397

این روزها

سلام وروجکای مامان از اهم اخبار این هفته اینه که ناهید جان دختر عموی بابا که امریکا زندگی می کنه با دخترش طناز جون بعد سالها امدن بیرجند البته کلا خیلی کم می یاد ایران که اخرین بارش اویل امسال قبل فوت عمو جان بود و من برای اولین بار عید که مشهد رفتیم خونه ی عمو جان اونجا دی
1آبان1397

تفاوت های دو خواهر...

لیانای عزیز برعکس النا جون عاشق شیرینی جاته و شکلات و قند و نبات و ... از دست ایشون در امان نیست... موهای لیانا مجعد و حالت داره اما موهای النا کاملا صاف... النا حدودا یک سال و یک ماهگی دندون درآورد و راه افتاد اما لیانا قبل از یکسالگی دندون درآورد و بعد از کلی انت
29مهر1397

👧👒💗👩

  حسابی شیطون شدی دریا خانوم یه جا بند نمی شی همش باید دنبالت باشیم کشوها در امان نیستن،از هر جای بلندی می گیری سعی میکنی وایسی گاهی وقتا موفق میشی و گاهی نه دو تام که دندون داری،سعی میکنی بگی توپ،از مامان گفتنم خبری نیست😲😬😄