26مهر1397

پیشنهادهایی برای ساختن آخر هفته های خاطره انگیز با بچه ها

اکثر ما ساعات کاری فشرده ای داریم، که اجازه نمی دهد در کنار خانواده باشیم؛ فرصت نمی شود از بچه ها بپرسیم کلاس امروز چطور بود؟ مدرسه چطور گذشت؟ دوستای جدید پیدا کردی؟ معلمت چطوره؟ کدام بازی ها را دوست داری؟ بچه ها هم مثل بزرگترها، عاشق دیده شدن و توجه هستند، اما گاهی والدین
20مهر1397

ماه هشتم زندگی شما و زیارت امام هشتم؛

پسرک دلبند خانواده ما؛ سلام؛ یا امام هشتم: آوردم کودک هشت ماهه ام را به زیارت و پابوسی شما، آشنایش کردم با محبت شما، آداب زیارت را با ادب جلوی چشمانش انجام دادیم و البته از جانب "محمدحسین" هم نیت کردیم. ما وظیفه خود را انجام دادیم و از شما امام مهربانیها یه درخوا
20مهر1397

سیزده به در

3 ساله بودم سیزده به در رفتیم با خانواده ی عمو رحمان و عمو مهدی
19مهر1397

سال نو مبارک

    Happy New Year My Friends     جهان است شادان به پندار نیک... ز پندار نیک است گفتار نیک... چو پندار و گفتار نیک شد... نیاید زتو غیر کردار نیک... فرا رسیدن نوروز این میراث کهن ایران زمین برشما و خانواده محترم مبارک و شاد باد.    
18مهر1397

تولد زنداداش فروزانم

      به نــــــــــــــــــــــــــــام خـــــــــــدا ... سلام به دوستای گلم و مرسی از لطف و مهربونیتون و مرسی از نظراتی که میگذارید اومدم بعداز چند وقت با یک پست جدید و با یک عالمه عکس از تولد زنداداش فروزانم(زن داداش امیرم)(زنداداش دومیم)و ابته این
8مهر1397

◼️ چهل روز گذشت ...◼️

ای ســاربان آهـــسته ران کــارام جــانم مــیرود 😔 وان دل که با خود داشتم با دلـستانم مــیرود 😔 من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او 😔 گویی که نیشی دور از او بر استخوانم میرود 😔  با تسلیم به مشیت الهی چهل روز از آسمانی شدن عزیز سفر کرده مان گذشت  .
4مهر1397

سیزده بدر 94 با سایدا

امسال نوروز همه چی برات تازگی داشت تا می گفتیم سفره هفت سین میگفتی بریم خونمون سفره هفت سینمون اونجاس. به سفره هفت سین همگی دقت می کردی و میگفتی ماهی دارن.سیزده بدر هم که به ایوان رفتیم  و اونجا کلی خوش گذروندی و با خانواده عمو به جنگلهای زاگرس در ایوان ایلام رفتیم کاشک
3مهر1397

از گفته های "ایشون"

سکانس اول: بدون دعوت قبلی به خونه عمه ام میاد... شام ماکارونی دارند، با کلی بَه بَه و چَه چَه شامش رو میل کنه . . "یه هفته تا ده روز بعد": عمه ام رو به صرف ناهار به خونشون دعوت میکنند... ناهار لایی پلو دارند، همین که سفره پهن میشه،با یه لحن تمسخرآمیزی رو به عمه ام
31شهریور1397

اخر هفته

روز چهارشنبه در یک حرکت انتحاری و یک ساعته تصمیم گرفتیم بریم اطراف البته قصدمون این بود که شب رو هم توی چادر بخوابیم.ساعت 11 صبح راه افتادیم و زدیم به دل جاده وسطای راه بود که فهمیدیم چادر نیاوردیم .خلاصه به رفتن ادامه دادیم.از چند تا شهر گذشتیم قرار بود اگه نذری چیزی پ
20شهریور1397

جشن تولد دو سالگي پارساي عزيزم در شيراز

سلام به گل پسراي زيباي خودم تولد پارسا جوون مبارك باشه ..خدا به همه بچه ها به خصوص فرزندان من سلامتي و عمر طولاني بده امسال تصميم گرفتيم تولد پارسا جون رو با حضور بچه هاي فاميل بگيريم. البته دو تا تولد گرفتيم يكي روز تولدت يعني 20 مرداد در منزل مامانم اينا در تهران و ديگر
20شهریور1397

تولد ٥ سالگي قندعسل

پسرم عزيزمون، زيباترين ، قوي ترين، مهربان ترين تولد ٥ سالگيت مبارك . اميد زندگي ما از خدا سلامتي و موفقيتت رو خواهانيم، 😘😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️ امسال يه تولد كوچولو باتفاق خانواده مادري و پدريت برات گرفتيم كه خاله ليلا و آوا سرزده اومدن و كلي سوپرايز شديم و خوشحال شديم دو روز
18شهریور1397

سیزده بدر93

امروز سیزده بدر بود و هوا به شدت سرد.ما تصمیم گرفتیم توی کوههای سمت چهارزبر بریم .خانواده عمو سیاوش هم به ما رسیدند.روز بسیارخوبی بود ولی غروب برگشتیم چقدر روزم تلخ و تار شد. با لبت خوردی لبه فرش خونه مادری و کلی از لبت خون اومد.سر همین قضیه بابا بامن دعوای بسیاربدی کرد. لبت
13شهریور1397

پیام تسلیت😔

گلچین روزگار عجب با سلیقه است می چیند آن گلی که به دنیا نمونه است با نهایت تاسف ضایعه غم بار در گذشت برادر گرامی را خدمت خانواده محترم حسین عزیز تسلیت عرض نموده؛از خداوند متعال برای روح پاک آن مرحوم علو درجات و مغفرت الهی و برای خانواده محترم حسین عزیز صبر جمیل آرزو
12شهریور1397

یلدای۹۶

  بازم اول زمستون وشب یلداشد من شب یلدا وکنار خانواده بودن روخیلی دوست دارم. شب یلدا مابه خونه دوتا پدربزرگهات میریم من دوتاظرف ژله درست کرده بودم اپل یکی روبردیم خونه پدربزرگ سیداحمد کنارهم خوردیم وخیلی هم دوست داشتن بعدشم رفتیم خونه پدربزرگ امیرکه قراربود همه اون
-