2مهر1397

اول مهر

یکشنبه 1/7/97 امروز  مهتا اولین روز مدرسه رفتنش بود. صبح من و باباپس از آماده شدن از زیر قرآن هر دوتون رو رد کردیم  و درحالی براتون اسفند دود می کردیم از صمصم قلب آرزوس موفقیت و سلامتی براتون داشتیم.پدرو مادر بزرگترین آرزوشن همینه. ساعت 7:45 مهتا رو گذاشتمیش مدرسه
1مهر1397

پيش دبستاني

اخ جونمي جون دارم ميرم پيش دبستاني حسابي دارم بزرك ميشم قبل از ارايشگاه اينم بعد از كوتاهي موهام اينم لباس پيش دبستانيم..... و در اخر جشن پيش دبستانيم كه كلي بهم خوش گذشت
1مهر1397

محیا ب پیش دبستانی میرود!❤

محیای عزیزم،غنچه ی نازنینم بالاخره راهی مدرسه شد.😘😘 بعد از کلی فکر و تحقیق،بالاخره دبستانی حضرت آسیه (س)رو برای پیش دبستانیت انتخاب کردیم تا با محیط مدرسه بیشتر آشنا بشی و سال دیگه برای کلاس اول مشکلی نداشته باشی.💖 چ حس شیرین و وصف ناپذیری بود آماده کردن روپوش و وسائل
26شهریور1397

مسابقه اشپزی

  آشپزی، هنر بانوان ایران زمین یکی از هنرهای بانوان ایرانی آشپزی است و در واقع می توان گفت طبخ غذاهای خوشمزه ایرانی در خون بانوان این مرز و بوم است و سایت بی نظیر گرافیک به پاس تشکر از زحمات بانوان خلاق و خوش سلیقه ایرانی اقدام به برگزاری جشنواره آشپزی نموده است و تما
26شهریور1397

دندونی ژوان جونم

اولین مرواریدبرفیت رو7ماه و17روزگی فهمیدیم . البته اونم آنامتوجه شدوگفت که ژوان دندون درآورده وچون قراربودفردای اون روزبریم استانبول قرارشدجشنت روبعدازسفربگیریم .  2شهریور3مرواریدت دراومد
23شهریور1397

جشن پایان کتاب آموزش حروف عربی 1 _کلاس روخوانی قرآن به روش اشاره...

خب بلاخره اولین کتاب این دوره هم تمام شد و دخترک مامانی الان حروف الفبا رو میتونه بخونه البته شما فقط روخوانی میکنید و اصلا" نوشتاری ندارید،خدا رو شکر این کتاب رو هم مثل دوره قبل عالی بودیتوی این دوره کوچولوترین فرد کلاستون هستی ومربی تون خیلی ازت راضی هست و یه بار
20شهریور1397

تو می دانی که من بی تو نخواهم زندگانی را👑🌹💎

درودی گرم و آرام به همراهان خوبم. مثل همیشه شرمنده ی قلبهای پر مهرتونم. سپاسگزارم 🙏  دیروز کانالی ترتیب دادم با موضوعیت عقیدتی. حاوی مطالبی که دریافتهای شخصی خودم هست در کنار کلام بعضی بزرگان. حوزوی ها و خانقاهی ها و طرفداران عرفان های مختلف بهتر درکش میکنند در غیر این
20شهریور1397

پارک ناژوان و تولد عمورسول

نفسم سلام جمعه با عمه فاطمه اینا و مادرینا و عمومحمود و عموجوادینا رفتیم پارک ناژوان. هم جلسه ی صندوق بود و هم تولد آقارسول (پسر عمه فاطمه و مدیر صندوق!) خیلی دوست داشتی بری تله کابین اما فرصت نشد. فقط سوار قطار شادی شدیم و حسابی کیف کردیم. بادکنکهای تولد که برات
19شهریور1397

ویانا کوچولو و تفریح

امروز به اتفاق مامان و تدی ویانا رو بردیم توی محوطه بازی کنه 😚☺ چون چند روزی بود که هی میرفتی دم در و میگفتی دَدَ 😃😂 مامان و ویانا و تدی در یک قاب 👆   ( پ . ن : کمتر از یک ماه تا تولد یکسالگی پرنسسمون مونده  )
19شهریور1397

اولین جشن استانی شکرگزاری برداشت عناب

پنجشنبه 97/6/15-اولین جشن استانی شکرگزاری برداشت عناب اینجا باغ یکی از بزرگترین تولید گنندگان عناب منطقه هست که وسطش قسمتی که درخت نداشت یه قطعه زمینی رو صاف کردن و سوله زدن و همه چیز رو از صفر احداث کردن که نتیجه ی کارخیلی زیبا شد .سقفش رو با شاخه های درخت اکالیپتوس پوشوند
19شهریور1397

غدیرانه 37(علی که بهترینه امام اولینه)

کلی بازی و شادی از همون اول؛ با گفتن "به نام خدا" مسابقه آغاز شد؛ "به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود اومده" حالا نوبت بچه ها بود که سه بار تکرار کنند!! یکی از ابتکارات این جشن، این بود که با سبکی خلاقانه بخش هایی از خطبه ی غدیر برای بچ
-