2مهر1397

13 ماهگی عارفه گلی

        13 ماهگیت مبـــــــــــــــارک نازگل من  فدات بشم عروسکم که 13 ماهه شدی . اخی......  اینقدر ناز داری که اصلا نمیشه بهت حرفی بزنند سریع بغض میکنی و گریه میکنی. مثلا دستتو میکنی تو لیوان اب وبازی میکنی و مامانت هم با لحن اروم بهت
2مهر1397

تور جنگل سراوان و دریاچه سالقکسار- محرم

از تهران خیلی تور های یک روزه هست ولی از کاشان تاحالا پیگیر نشده بودم. این بود که تصمیم گرفتم ببینم از کاشان هم تور یک روزه به اطراف میبرن.دیدم بععله میبرن و چه جاهای خوشگلی هم میبرن.این شد که توی یه تور خیلی خوب و شاد برای جنگل سراوان ثبت نام کردیم. دور بود ولی خب گفتم تجرب
1مهر1397

خاطرات شیرین 51 ماهگی آرتین جونم

سلام امروز میخام خاطرات خرداد ماه آرتین جونم رو بگذارم برین ادامه مطلب فقط ماشاالله فراموش نشه 2018-05-25 جمعه، ۴ خرداد ۱۳۹۷ این بازی قدیمیه که آرتین جونم داره بازی میکنه نسخه هک شده اس و هر چی الماس بزنی قبول میکنه حتی اگه یه دونه هم نداشته باشی البته من خو
31شهریور1397

چهارمین ماهگرد سورنای من

گوشه ی دلم، مهر با تو مهربانتر از همیشه به پایان آمد و چه زیباست رنگ بازی طبیعت در کنار تو، روزها، ماه ها و فصل ها در گذرند و تنها چیزی که برایم خاطره می‏شود عشق بازی با توست.
31شهریور1397

97/5/25

عزیز دلم امروز اومدیم طالقان پیش مامان سیما طبق معمول کلی بازی کردی ؟آب بازی کردی کلا کیف کردی
29شهریور1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)37(بازی زیبای محرمی)

سلام وقت بخیر من برای نهادینه سازی رابطه متقابل امام حسین (ع) و امام زمان (عج )برای نونهالان قالب بازی رو انتخاب کردم . بازی در قالب بازی عمو زنجیر باف قدیم خودمون هست☺ که بچه ها مشارکت دارن و ازشون پرسش میشه پاسخ میدن و عملا با بازی ومتنِ شعرِبازی ؛پیام های قیام عاشورای ام
27شهریور1397

پیکاسو میشود

تابستون  که مدرسه ی فسقلی  تعطیل بود یه روز با من اومد محل کارم  خیلی واسش کسل کننده بود یکم نقاشی کشید یکم با ایپد بازی کرد، دور خودش چرخید تا رفتیم خونه نتیجه شیطنتای پسرک شد این... یعنی بیا حالا بچه بزرگ کن مدرسه ها شروع شده خیلی درگیره درس و م
25شهریور1397

9ماهه آرام با آرامترین مسکن قلبم👸👼

جیگر مامان شیرینم نباتم آرامش قلبم زیباروی مامان قربون وجودت بشم آخه تو چقدر خوبی همه چیزم👼😍 فرشته آرامش بخش ژلوفن قوی قلب من و بابایی چه خوبِ تو رو داریم چه خوبِ هرروز با شیرین کاریها و دلبریهات قند تو دل هممون آب میکنی.بزرگگگگ نشووو لطفا مامانیییی دلم برای این روزهات و شیر
19شهریور1397

کلاس اسکیت

عزیز دلم یکی از آرزوهات بود که تو محوطه خونمون اسکیت بازی کنی که خداروشکر با تمرین هایی که کردی به آرزوت رسیدیتو راه کلاس اسکیت خیلی از روزها که بابایی خونه است با ماشین میرسونت و بعضی از روزها که با هم میریم از داخل پارک رد میشیم و تو سریع میدوی و با وسایل ورزشی بازی میکنی
19شهریور1397

غدیرانه 37(علی که بهترینه امام اولینه)

کلی بازی و شادی از همون اول؛ با گفتن "به نام خدا" مسابقه آغاز شد؛ "به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود اومده" حالا نوبت بچه ها بود که سه بار تکرار کنند!! یکی از ابتکارات این جشن، این بود که با سبکی خلاقانه بخش هایی از خطبه ی غدیر برای بچ
18شهریور1397

23 ماهگی پریناز گلی

      ناناز مامان سلام. عزیزم این پستو خیلی زودتر باید برات میذاشتم و یه جورایی جا افتاده. و برای سه روز  پیشه. عزیزم 6 مرداد  مصادف با 23 ماهگیه شما بود و با زندایی امیر و زهرا جون (دختر دایی امیر ) رفتیم کارگاه آرد بازی  اینم عکسهای 23
18شهریور1397

فرشته ای روانه دبستان

سلام . رهای عزیزم امسال مدرسه میره، تابستونی کلاس بلز رو شروع کرده ودوترمش رو گذرونده،دختر با استعداد من،شیطنت هاش هر مقطعی عوض میشه و شکل دیگه ای میگیره. رهای نازنینم دایم بازی ،دوچرخه سواری ،آرایشگاه بازی،.....گاهی من خسته میشم اما انرزی تو بی نظیره ماشالله.همیشه همینطور
17شهریور1397

شمال...تابستان 97

خوشگلای مامان... امسالم مثل سالهای قبل یک ماه از تابستون خونه ی مامانجون بودیم البته یک ماه کامل نشد.و به خاطر کار بابایی زودتر برگشتیم بابایی گفتن که بیشتر بمونیم ولی من دوست نداشتم باباتون تنها برگردن و توی خونه تنها باشن....خلاصه خونه مامانجون خیلی به شما دوتا خوش میگذره
17شهریور1397

غدیرانه 36(خوشحال و شاد و خندانم قدر مولا را می دانم)

یه جشن با شکوه و به یادماندنی دیگه به مناسبت "عید بزرگ غدیر": چون تعداد بچه ها زیاد بود و برای این که به راحتی بتوانند بازی های مختلف رو تجربه کنند، با بستن ربان در دورنگ متفاوت به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول؛ بازی جذاب ماهیگیری با گیره رو انجام دادند:
-