22آبان1397

جشن عبادت زیبا با محوریت بیان اصول دین و فروع دین

 محوریت این جشن خدایی شدن، روی آموزش اصول دین و فروع دین بود؛ پس، بازی های متفاوتی طراحی شده بود؛بازی "گلبرگ اصول دین": روی کاغذهایی شعر زیر در مورد اصول دین نوشته شده بود. بخش های آغازین و انتهایی از این شعر، برای هر پنج نفر مشترک بود و باید هم
22آبان1397

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول8( ربیع الاول: ماه شادی برای پیامبر(ص) و امام صادق(ع)

  سلام سلام به همه آدم های خستگی ناپذیر دنیا! باز هم در ماه ربیع،مادر های دغدغه مند،لحظاتی شاد،به یاد ماندنی و پر محتوایی رو  برای فرزندانشون آفریدند. بنیاد سفینه،خیلی خوشحاله که کنار چنین مادرهاییه.     تو ادامه مطلب گزارش کار ارسالی شون رو ببی
20آبان1397

تجربه ی شیرین دوباره ی کودکی 1

  سلام . خیلی شیرینه که برای انتقال بدیهی ترین مفاهیم مجبور می شی بچه بشی و از دید اون ها به موضوع نگاه کنی.  قرار شد اهمیت سلام کردن رو توی ذهن شون نهادینه کنیم. تصمیم گرفتم این موضوع رو با  شعر بازی واسشون جا بندازم،شعر  زیر رو براشون خوندم و
20آبان1397

97/7/19

امشب اومدیم تولد سیما جون تو هم مثل همیشه پسر آقایی هستی همه عاشقت شدن انقدر تو نازی تو بغل همه هم رفتی هرکی میخواست بره میرفتی تو بغلش گریه میکردی که بری باهاشون تازه کلی هم دوست داشتی با هاپو دایی علینا بازی کنی
20آبان1397

قاصدک خوش خبر،اومدربیع الاول6(گزارش جشن ستاره دنباله دار(بخش دوم)

بخش دوم مجری: خب کبوتر جون، بازیه بعدی چیه؟ کبوتر: اینجا نوشته بغ بغو بغ بغ بغو بعد تند تند می خونه بعدش با نگاه مجری( آروم آروم بهش نزدیک می شه و حسابی به صورت کبوتر زل می زنه) به خودش می یاد و می گه ببخشید ببخشید و ادای خوندن در میاره و می گه، اسم این بازی غار حراء ست. خ
20آبان1397

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول5(گزارش جشن ستاره دنباله دار(بخش اول)

ورود ویژه هنگام ورود بچه ها، دو نفر دم در ایستادن و دو تا پرچم سفید رو تکان می دهند و به حالت ریتمیک عبارت «صلح و دوستی یه راز ماندگاره    این پرچم های سفید نشونه ی این رازه» را می خوانند بچه ها از بین دستانشان رد شوند. مجری با بچه ها سلام
19آبان1397

کودکم

کودکم آرام آرام قد می کشد و من در سایه امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ می شوم او می رقصد و من آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه میکنم... او می خندد، و من از شوقِ حضورش اشک می ریزم.... او آرام در آغوشم آرام می گیرد و من تا صبح از آرامشش آرام می شوم... او پرواز می کند و من شادم
19آبان1397

آیدا از ۵۷ تا ۵۸ ماهگی

سلام من اومدم من یک آیدای نامرتم که کفر مامانم رو درآوردم بهداشت رو هم رعایت نمیکنم وسایلم رو هم جمع نمی کنم و فقط ریخت و پاش میکنم اما مهربونترین دختر دنیا هستم حتما شبا که می خوام بخوابم باید یه عروسک کنارو بخوابونم و همچنان کنار مامانی می خوابم سوره ی قدر رو تقریبا حفظ
19آبان1397

10 ماهگی

دخترکم اولین ماه دو رقمی عمرت مبارررررررررررک...ایشالا اولین سال سه رقمی عمرت هم جشن بگیریم جوجه من! باورم نمی شه دوماه دیگه تو یکساله می شی و دیگه برای خودت خانومی شدی   ده ماهِگیت با وزن ۶۹۳۰ و قد ۶۹ سانتیمتر تموم شد. خیلییی شیرین و ناز شدی.. آب بازی و حمام رو
19آبان1397

۲۳ ماهگی

  این ماه هم گذشت. پر از کنجکاوی و بازیگوشی و بچگی..... پر از جمله های کامل شده......پر از شعرهای زیبا........... این ماه هم گذشت و دخترکم بزرگ و بزرگتر شد.... اونقدر بزرگ که خودش تصمیم میگیره چیزی بخوره یا نه!!! خودش تصمیم میگیره چی بپوشه و مخالفت فایده ای ند
19آبان1397

اولین زیارت رفتن پسر کوچولومون

علی کوچولوم با اینکه مسافرتهای زیادی با هم رفتیم ولی اصلا قسمت نشده بود که تو رو ببریم زیارت، شاید هم سهل انگاری خودمون بود تا اینکه اردیبهشت امسال دیگه عزممون رو جزم کردیم که یه مشهدی بریم، البته طلبیدن آقا هم که شرط اصله چون از سال هشتاد و نه خودمون هم مشهد نرفته بودیم، خل
18آبان1397

ماه نگار 65

دردونه سلام اول از هر چیز باید ازت تشکر کنم که انقدر با ما همکاری میکنی و تغییرات و پذیرفتی و اینو بدون که من و بابا به شما افتخار میکنیم و هر کاری میکنیم برای راحتی شماست این ماه سه سری مهمون داشتیم،اولیش دایی امین و زندایی مهدیس و دوست دایی و خانواده شون بودن که چهارشنبه
18آبان1397

بیوگرافی محمد کمال

سلام! من محمد کمال هستم من ۳ سال سن دارم متولد ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ هستم من یک داداش کوچک تر از خودم دارم به نام محمد امین من داداش امینم را خیلی دوست دارم و با ان بازی میکنم🤩
18آبان1397

قرآن خواندن

سلام من دیشب در مسجد قرآن خواندم. خیلی خجالت کشیدم. اما یک تراش خوش بو جایزه گرفتم. بابام بهم قول داده بود که من را به کار و بازی ببرد. کار و بازی همان شهربازی است. البته با یک ذره فرق. اما چون تولد بود، نتوانستیم برویم. خوب لااقل توانستم یک فیلم به نام بالش ها را بب
-