23مهر1397

جملات ساخته شده

فضل خدا =  فضل خدا بسیار زیاد است . هزار شکر = من هزار بار شکر می کنم که مادر و پدری مهربان دارم پای برهنه = من پای برهنه به زیارت امام حسین در کربلا رفتم زمزمه عشق = قناری بر روی شاخه گلسرخ زمزمه عشق می خواند    
23مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)۸۰ (مراسم سینه زنی کودکانه)

  قبل از شروع مراسم رسمی عزاداری، بچه ها در کنار مربیان خوب مهدشون،حسابی بازی کردند تا خاطره ی دل انگیز بودن در هیات امام حسین(ع) رو برای همیشه با خودشون به یادگار ببرند؛ حالا نوبت آماده سازی تجهیزات مراسم عزاداری بود؛ پرچم ها: پرچم هایی که با نقش دستان عزادارا
18مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 73(داستان کودکانه اربعین )

بازگشت دوباره بچه ها! می خوام براتون یه قصه بگم، خوب گوش کنید. مدت ها از واقعه عاشورا می گذشت و یزید، که دشمن دین خدا بود، دستور داد تا اُسرای کربلا رو به مدینه ببرن. برای همین یکی از سربازانش رو مأمور کرد تا اسرا رو به مدینه برسونه. حضرت زینب علیهاالسلام که در میون اسرا بو
15مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین (ع)69 (نذری(1))

  "به نام خدا" بچه ها، ابتدا تصویر شعله زردی که در اختیار داشتند را به سلیقه خودشون تزئین کردند. نمایشگاه شعله زرد های کاغذی چشم نواز بود؛ بعد از این، برای ایجاد تحرک و جنبش در بچه ها، بازی  "باچه ذکری چه حرکتی؟ " رو انجام دادیم؛
13مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین (علیه السلام)68(من و هیات)

دست روی دست نگذارید، با چند تا ایده ی خلاقانه و وسایل کم، میشه به راحتی بچه ها رو در گوشه ای از هیات سرگرم شون کرد و کلی چیزهای خوب یادشون داد وخاطره​​​​ ی خیلی خوبی از مراسم مذهبی در ذهنشون به یادگار گذاشت؛ یه چهره ی نیمه کاره به بچه ها داده شد و ازشون خواسته شد تا خودشو
11مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 67(اگر حسین ما نبود عشق این همه، زیبا نبود)

بچه ها، یک کاردستی جالب درست کردند که در هنگام خواندن نوحه، از اون استفاده کردند؛ یک کاغذ کوچک رو از وسط تا کردند، یک طرف اون رو گبرگ گل لاله کشیدند و طرف دیگر رو ساقه و برگ اون رو کشیدند؛ وسط کار رو یک چوب نازک قرار دادند و چسباندند؛ بچه ها چوب رو که سریع  می چ
5مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)57 (بوی محرم که میاد خیمه و پرچمش میاد(۱))

بچه ها، با گچ، پرچم های عزاداری شون رو باسلیقه ی خودشون درست کردند: بچه ها،پرچم ها رو، با خودشون به خونه بردند تا توی خونه شون نصب کنند، آخه هر خونه ای که پرچم امام حسین توش باشه، همون جا میشه هیات امام حسین(ع): هر کس پرچم اش رو آماده کرده بود،اومد سراغ بازی زیر:
4مهر1397

اول مهر

سلام امروز یکم ۱۳۹۷ و سیزدهم محرم ۱۴۴۰ هست ایام شهادت اباعبدالله الحسین و یارامش را به همه به خصوص دخترای گلم تسلیت میگم تو این چند روز دهه اول دخترای عزیزم هم همراه ما تو هیئت شرکت میکردند...   از طرفی تولد قمری دختر عزیزم نرگس هم هست و همزمان هست با
4مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)55(همایش قاصدک (9)در مسجد امام صادق(ع)

  بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها و شنیدن سرودملی کشورمون،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» بود با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رق
2مهر1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 49(همایش قاصدک(3)شهادت حضرت رقیه(س))

یکی دیگه از بخش هایی که توی همایش قاصدک برای کودکان جذابیت داشت نمایش خلاق بود در این بخش متن نمایش نامه رو تقدیمتون می کنیم امیدواریم که مفید و کاربردی باشه. (مجری اول): مامان جون من خوابم نمی بره آخه بابا یی پس کی می آد؟آخه من خیلی دلم  براشون تنگ شده! (مجری دوم):
30شهریور1397

محرم ۹۷

عزیزکم سلام تاسوعا و عاشورای حسینی هم گذشت و دهه ی اول محرم سپری شد. توی این دهه غیر از یکی دو شب، بقیه ی شبها رو می رفتیم خیابان بیسیم روضه (مجتمع شهید مفتح). دست بابایی درد نکنه که هر شب همراهیمون میکرد و ما رو به مراسم روضه می برد. با خاله مریم می رفتیم و خاله راضی
29شهریور1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام)37(بازی زیبای محرمی)

سلام وقت بخیر من برای نهادینه سازی رابطه متقابل امام حسین (ع) و امام زمان (عج )برای نونهالان قالب بازی رو انتخاب کردم . بازی در قالب بازی عمو زنجیر باف قدیم خودمون هست☺ که بچه ها مشارکت دارن و ازشون پرسش میشه پاسخ میدن و عملا با بازی ومتنِ شعرِبازی ؛پیام های قیام عاشورای ام
28شهریور1397

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 32(مراسم ویژه خیمه عموعباس در دبستان تزکیه 2)

    بخش اول: مجری،فانوس به دست و در حالی که با دوربین،نظاره گر است،خیلی ملتهب و پریشان وارد صحنه می شود و دکلمه وار می گوید: دویدم  و دویدم. به کربلا رسیدم کنار چشمه ی آب،یه مشک خالی دیدم  بعد مجری،همان طور که  با دوربین در حال دیدن دور دس
26شهریور1397

محرم سال نود و هفت

سلام.امیر محمد جان رفتیم دکتر و گفت نود درصد تخلیه شده آبسه.بقیشم حذب میشه انشاالله. امیر علی جان هم برای آخرین بار از اون یکی شیر خورد و پرونده شیر خوردن بسته شد فعلا. امروز هفتم محرمه نهار دعوت هیات بودیم و مهمون امام حسین.الانم خونه بابابزرگ هستیم و بجه ها گل بازی میکنن
-