پرسش و پاسخ

جستجو جستجوی پیشرفته

طبقه بندی سوالات
سرویس های نی نی وبلاگ
پرسش های کاربران درباره خدمات سایت
پیش از بارداری
پرسش های قبل از بارداری
بارداری و زایمان
پرسش های مرتبط با دوران بارداری
کودک
پرسش های مرتبط با مسائل کودک
نی نی های شهر من
پرسش از همشهری ها
پرسش های کودکانه
توجه : پرسشگر یک کودک است.
بحث های آزاد
پرسش در ارتباط با بحث های متفرقه

ایجاد پرسش جدید

پرسش
مامان تنها
مامان تنها
ارسال پرسش : 1392/12/3 - 15:18
نظرتون در مورد خانمهای خانه دار
اطلاعات بیشتر : سلام مامانای مهربون خیلی خوبه که می تونیم با هم تبادل نظر داشته باشیم.راستش رو بخواید من خانه دارم با وجود این که تحصیلات دانشگاهی خوبی دارم کار بیرون از خونه ندارم چون همسرم شدیدا مخالفه و به همین خاطر از لحاظمالی هم منو تامین کرده درواقع به من ماهیانه جدا از مخارج خانه و بچه ها حقوق می ده اما من خیلی ناراحتم به خاطر اینکه من واقعا تنهام و حتی یک نفر رو هم کنارم ندارم بین دوستام هیچ کدوم بچه هنوز ندارند به همین خاطر خیلی از هم فاصله گرفتیم به نظر شما من چکار کنم دیگه از صبح تا شب توی خونه موندن دیونم کرده از انتظار کشیدن که کی شب بشه و شوهرم بیاد خونه خسته شدم..چند وقتیهم هست که به خاطر اینکه دست و پاهام درد میکنه نمیتونم با پسرم برم بیرون از خونه اخه تو رو خدا مگه من چند سالمه که باید به این روز بیافتم. امیدوارم مدیریت سایت سوالم رو تایید کنه چون واقعا دلخوشیم شده اومدن توی سایت و با شما حرف زدن . از همتون ممنونم.
موضوع : بحث های آزاد -> گونـــاگون
وضعیت سوال : باز است | 17 پاسخ | آخرین پاسخ : 1396/7/27 - 15:13

پاسخ
Melica
Melica
ارسال پاسخ : 1396/7/27 - 15:13
سلام من يه خانوم ٢٣ ساله هستم به ٧ ماهي ميشه ازدواج كردم و با شوهرم دوست نبودم دوره عقد و نامزدي خيلي كوتاهي داشتم ، تو دوران مجرديم ادمي بودم كه خيلي تو اجتماع بودم ولي الان هميرم اصلا با كار كردن موافق نيست و كلاس اموزشي هم نميزاره برم همش دوست داره من خونه باشم خونه داري كنم واقعا اين شرايط ازارم ميده به پوچي رسيدم حتي با دوستامم نميداره برم بيرون دلم ميخواد پول درارم برم بيرون تو اجتماع باشم ميشه كمكم كنيد نزراتون رو بگين دارم ديوونه ميشم😓😭
مامان علی جونی
مامان علی جونی
ارسال پاسخ : 1392/12/4 - 12:25
عزیز اگه جای من بودی چی که با سه تا بچه باید برم سرکار و اصلا دوست ندارم برم سرکار دوست دارم خونه دار باشم واز لحظات زندگیم وبزرگ شدن بچه هام لذت ببرم البته تا مهر 93 مرخصی بدون حقوق گرفتم و میخوام تمدیدش کنم قدر لحظاتی که خدا به ما هدیه داده رو بیشتر بدونیم همگی
مامانِ عسل، عماد، آیسا
مامانِ عسل، عماد، آیسا
ارسال پاسخ : 1392/12/4 - 10:49
حق با ماناز جان هستش
منم برای فرار از روزمرگی سرکار میرم و هروقت هم از کار خسته بشم سعی میکنم یه مشغله برای خودم دست و پا کنم...
مثلاً الان دارم درس میخونم.... من واقعاً به پول کارم احتیاج ندارم ولی به خود کارم احتیاج دارم... روی روحیم اثر مثبت داره
ماناز
ماناز
ارسال پاسخ : 1392/12/4 - 8:00
دوست عزیز این مورد ربطی یه شاغل بودن یا نبودن ندارد چه بسا این حس به افراد شاغل هم دست دهد .به این حالت که شما دچارش شده اید "روزمره گی"میگویند یعنی بین روزهای زندگی خیلی تفاوت معناداری نیست وهمه مثل هم می گذرند همه ما به نوعی دچارش هستیم .از معایب زندگی مدرن وماشینی امروزی است .البته تا وقتی که بچه ها کوچک اند وادم خودش را دست وپا بسته کنار انها میداند این حالت بیشتر است چون خیلی نمی توان برای خود برنامه ریزی کرد واکثر اوقات به رسیدگی انها باید طی شود ولی وقتی بزرگ شوند دیگر زمان دست خود مان میشود ومی توانیم برای ان وجهت رشد خودمان ویادگیری مهارتهای مورد علاقه برنامه ریزی کنیم .من هم تا سالها دچارش بودم وان موقع مثل شما فکر میکردم .اما بعد فهمیدم همیشه این گونه نیست.هرچند دوباره هم قرار است به ان روزها برگردم اما این بار کاملا امادگی قبلی دارم .
می توانید در همان محیط منزل به دنبال یادگیری مهارت مورد علاقه تان باشید حتما لازم نیست که به بیرون از خانه بروید.تصور کنید که اگر مجبور بودید برای مسایل مالی حتما کار کنید ان موقع به نظرتان خوب بود؟خیلی هم باید شاکر خداوند باشید که اجباری به این کار ندارید.
راستی دوست عزیز حمل بر کنجکاوی من بگذارید نه قصددیگر .چرا نام خودتان را تنها گذاشته اید ؟شما در بین این همه نی نی وبلاگی که شبیه خودتان هستند ایا باز هم احساس تنهایی دارید؟چه قدر خوب است که برای شروع وداشتن روحیه بهتر از این تغییر نام اغاز کنید.البته اگر صلاح می دانید .قصد جسارت ودخالت ندارم.
مامانِ عسل، عماد، آیسا
مامانِ عسل، عماد، آیسا
ارسال پاسخ : 1392/12/4 - 7:55
مشکل که فقط پول نیست.... مشکل توی اجتماع بودنه... اگه همسرتون با کار مخالفه کلاس برین... باشگاه... یا هر چیزی که سالم باشه و شما را از خونه بیرون بکشه.... برادر منم مخالف کار کردن زنه... خانومش هر کلاسی که فکر کنین میره از حفظ قرآن و مفاهیم بگیر تا بافندگی و روبان دوزی و خیاطی و دانشگاه...
مامي مينا
مامي مينا
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 23:28
من فكر ميكنم كه اين مشكل اپيدميه.
همه ما تا وقتي كه بچه هامونويكم بزرگتر شن و يه جورايي يكم مستقل شن همين مشكل رو داريم. مخصوصاً با اوضاع بهم ريخته اين روزها برف و الودگي هوا همه خونه نشين شديم.
من هم مثل اكثر خانمها مدركمو گذاشتم كنار و خونه نشين شدم. هم مدرك دانشگاهيم و هم مدرك مربيگري ايروبيكم رو. خوب چاره اي نيست . مامان جون با حرفات موافقم.
مامان الی
مامان الی
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 23:09
عزیزم منم تا قبل از به دنیا اومدن پسرم کار میکردم ویه روزهایی اونقدر خسته میشدم که دلم لک میزد برای خواب همون وقتام یادمه گاهی وقتا همه چیز برام تکراری میشد با اینکه آخر هفته ها با همکارام برنامه تفریح میذاشتیم اما بازم همه چی برام تکراری بود اون موقع هم فعالتر بودم بعد یا قبل کارم میرفتم ورزش الان که پسرم رفته تو 21 ماه از چند ماه قبل به خودم قبولوندم که دیگه وقتشه بزارمش پیش کسی تا یه مدت به خودم برسم و رفتم ورزش مورد علاقم چون واقعا بارداری هیکلمو به هم ریخته تازگیهام به آشیزی و شیرینی پزی علاقه مند شدم که یه جورایی از طریق همین نت دنبالش میکنم و با درست کردن غذاها کلی حس خوب دارم انشا... با اومدن عید و خونه تکونی قبل و دید و بازدیدها یا مسافرت مطئنا حالتون بهتر میشه به نظرم از دوستاتون دعوت کنین بیان خونتون و خوش بگذرونین هر از گاهی هم شما برین بچه دار بودنتون دلیلی برای فاصله گرفتن از اونا نیست با هم برین پیک نیک مثلا جمعه ها همگی خانوادگی یه وقتایی هم میتونی ایام تعطیلی نینیتو بدی همسرت نگه داره بری پیش دوستات یا بیرون
مامان سودی
مامان سودی
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 22:12
عزیزم شما تنها نیستی .این حسیه که اکثر مامانا دارن و این موضوع تقریبا تا 2 سالگی نی نی هامون وجود داره من .شما.خیلی دوستای وبلاگی دیگمون که وقتی میری وبلاگاشون میگی وای چقدر شادن.چقدر بهشون خوش میگذره اما چند وقت بعد میبینی همونا از دلتنگیشون میگن.ناراحت نباش وبدون همه هم مثل شمان.و ناراحت این هم نباش که چرا شاغل نیستم چون حداقلش اینه که خونه دارها ذره ای عذاب وجدان ندارن که به بچه هاشون نرسیدن و دلشون بی تاب نیست که بچه رو کجا بذارن که باندازه خودشون بهش برسن حتی مامانامون.یه طوری خودتو سرگرم کن.مثلا در هفته یه روز استخر میتونی بری.خیلی روحیه آدمو عوض میکنه.الانم دیگه داره بهار و تابستون میاد بیشتر میتونی بری بیرون و روجیه آدم عوض میشه.
مامان زهرا
مامان زهرا
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 21:08
زندگی همش تکراره مگه خودمون غیرازاون بخوایم من خونه دارم به نظرم اگرم میرفتم سرکار باز میگفتم تکراره مثل خواهرام که میرن سرکار وهمش غرمیزنن که چه موقع تموم میشه مخصوصا اگربعداز2روز تعطیلی باشه . ولی نباید اجازه بدیم که روزامون تکراری باشه . ازخونه بزنیم بیرون .پارک گردی یاخیابون گردی هم برای خودمون خوبه هم بچه هامون .وقتی هم خونه ایم سرمون وبایه هنری گرم کنیم .
مامان مرضیه
مامان مرضیه
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 18:58
من چند وقت پیش همین حسو داشتم. با اینکه میتونم برم سر کار ولی همسرم مخالفه.تنها سرگرمی من اشپزی و خونه داریه. شاید چند ماه بعد یه کلاسی برم.
مامی مرمر
مامی مرمر
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 18:33
سلام گلم منم تقریبا حس و حال شما رو داشتم..تا اینکه چند مدت پیش احساس کردم داره وقت و جوونیم به بطالت میگذره..اسممو کلاس چرم دوزی نوشتم ..الان دو هفتیه سرگرمم..خیلی راضیم ..هم اینکه واقعا به چرم دوزی علاقه دارم هم اینکه یه چیزی واسه خودم یاد میگیرم و سرگرمم...
مامان نسرین
مامان نسرین
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 17:11
سلام اتفاقا منم می خواستم همین سوالا مطرح کنم منم زندگی برام خیلی تکراری شده الان دو ساله که به خاطر دخترم نتونستم هیچ کاری بکنم با دوستام هم خیلی رفت و امد ندارم چون وقتی باهاشون میرم بیرون همش باید دنبال دخترم باشم اصلا از تفریح هیچ چیزی نمی فهمم.اگه هم بخوام یه کلاسی برم باید دخترم و بزارم پیش مامانم یا مادر شوهرم که باز اینم دوست ندارم چون همش نگران این هستم که بهش غذا میدند.گریه نکنه و هزارتا فکر دیگه.منم همه سرگرمیم شده نی نی وبلاگ و چرخیدن تو نت بعضی وقتا هم برا دخترم لباس میدوزم خیاط نیستم ولی از تو بعضی سایتا یه چیزایی بلد شدم.به نظرم باید صبر کنیم تا یکم بچه هامون بزرگ بشن بعد یه کلاسی چیزی بریم که از تنهایی در بیایم
مامان مونس
مامان مونس
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 17:04
به نظر من خونه داری خیلی بهتره .
من خودم لیسانس حسابداریم و مدتی هم کار میکردم تا بارداریم . ولی الان از خونه موندنم راضین . با اینکه 2 قلو دارم و بیرون رفتن برام یه نوع غذابه و بیشتر توخونم ولی با نقاشی و کارای دستی و واسه خونه چیز میز درست کردن و اینا وقت میگذرونم .
گاهی حوصلم سر میره هاااااااااا ولی راضیم کلا.

سعی کن یه کار ثابت تو خونه داشته باشی . من کسیو میشناسم که تو خونه چیز میز درست میکنه و میبره مغازه واسش میفروشن میگه از وقتی اینکارو میکنم افسردگیم خوب شده ......
حالا مساله مالیش هیجی ولی سرگرمی خیلی خوبیه و کلی انگیزه به آدم میده .
هیج کس بجز خود آدم دلش به حال آدم نمیسوزه . خودت باید فکر خودت باشی عزیزم .
برف دونه
برف دونه
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 16:56
خوب فکر کنم چاره ای جز صبر کردن نیست...حداقل تا زمانی که پسر کوچولوتون 2 ساله بشه.واقعا دو تا بچه بزرگ کردن صبر میخواد.سعی کنید یکی رو پیدا کنید حتی اگه شده یه نصف روز در هفته بچه ها را نگه داره که شما یه وقت آزاد کوچولو برای خودتون داشته باشید.مثلا برید استخر یا پیاد هرئی .همینها میتونه بهتون انرژی بده که ادامه بدید.منم تا دو سالگی پسرم برام سخت بود تو خونه موندن .اما خوب من همسرم برعکس شما خودش اصرار میکرد برم سرکار.میدونست من تو خونه بمونم چیزی ازم نمیمونه.منم از وقتی پسرم بدنیا اومد شروع کردم به بافتنی. آدم باید یه جوری خودشو سرگرم کنه دیگه .ببینید به چی علاقه دارید همون رو انجام بدید.البته میدونم با بچه سخته ها.ولی نیم ساعتم آدم به خودش برسه خیلیه.مثلا من که گاهی بافتنی میکنم پسرم گلوله های کاموا رو بلد شده جاش کجاس کل خونه رو باهاش شیم کشی میکنه. از اتاق خودش شروع میکنه میاد بیرون گره میزنه به پایه های مبل بعدم به دستگیره های کمد آشپزخونه . منو هم از کاری که کردم پشیمون میکنه ولی کارای هنری یه آرامش خاصی به آدم میدن.
مامان جونی*زی زی*
مامان جونی*زی زی*
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 16:39
منم همسرم به شدت نه بالاتر از به شدت با کارکردنم مخالفه!!1جمله رو داشتی!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من اگه پول هم داشته باشم بیشتر پس انداز می کنم تا خرج خخخخخ
سرگرمیم هم کار خونه و بچه داری و پیاده روی با دخترمه!!!منم اینجا دوستای کمی دارم آخه همه شمال هستند.
مامان
مامان
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 16:31
مشكل ما خانوماي خانه دار اينه ديگه كاريشم نميشه كرد بخصوص اگر تحصيلاتمون هم بالا باشه موندن تو خونه و خونه دار بودن رو نمي تونيم بپذيريم حتي اگر پولدار هم باشيم بازم ميخوايم بيرون باشيم .اگر ميتوني همسرت رو راضي كن كه بري سره كار و اگر خيلي خيلي مخالفه مثلا از همون اول ازدواج شرط كرده و نميشه نظرش رو برگردوند پس خودتوتغيير بده .بهترينش خوش گذرونيه اينكه چند تا دوست پيدا كني و باهاشون در ارتباط باشي من مهموني زياد ميرم و زياد هم مهمون داري مي كنم اكثرا دوستاي همسرم هستن كه با خانوماشون الان خيلي صميمي شدم با هم گردش ميريم و سفر ميريم مهموني ميديم و خيلي باهاشون خوش ميگذره . به هر حال زندگي همينه حالا فكر نكن كه خانوماي شاغل هم خيلي راضين اونا هم مشكلات خاص خودشون رو دارن خستگي بعد از كار و رسيدن به كاراي خونه ولي يه زن خونه دار هيچوقت خستگي يه زن كارمند رو تجربه نمي كنه ذهنش اون استرس ها و نگراني ها رو نداره خب اونها هم در ازاي اين تلاشها و استرسها حقوق مي گيرن كه شما بدون اين چيزها داري مي گيري.
من دو تا ازجاريهام كارمندن در واقع معلمن و يكيشون خونه داره و اون خونه داره از هر لحاظ سره هميشه زيبا و مرتب بسيار خوش تيپ و شاد و شنگول همش مهمونيه يا مهمون داره اونم بيشتر با دوستاشون . شيريني پزي و درست كردن انواع ترشي و شور و هنرهاي دستي خيلي زيادي داره انواع تابلوها ،رو ميزيها و كلاسهاي يوگا بدنسازي ايروبيك شنا و البته شوهرپولداري هم داره و حسابي ساپورت ميشه به هر حال من روش زندگيه اين جاريم رو بيشتر از اون دو تا قبول دارم اما اون دو تا چي ؟ صبح كه از خواب پا ميشن بايد تند تند يه صبحانه بخورن و بچه شون يا ببرن مهد يا خونه مامانشون تا بعد ازظهر بعد كه ميرسن خونه يه نهار بخورن و يه استراحت بكنن و بعد به فكر غذا درست كردن براي شام و نهار فردا ظهرشون باشن بعدم به درس بچه هاي مدرسه ايشون برسن و به جز روزهاي جمعه كه بيكارن و بايد به نظافت خونشون برسن يا گاهي مهموني نه هنر خاصي و من هر وقت ديدمشون همش حرف از خستگي ميزنن و گردنم درد مي كنه و پاهام درد مي كنه و با اينكه از نظر مالي مشكلي ندارن ولي اصلا قابل مقايسه با اون جاريه خونه دارم نيستند. من به اين نتيجه رسيدم كه خوب زندگي كردن ربطي به خونه دار بودن يا شاغل بودن نداره فقط و فقط بستگي به خوده آدم داره و اينكه هدفت از زندگي چي باشه. به هر حال ما كه درس خونديم اون موقع با هدف شاغل بودن بوده و حالا تير تو پر شديم هههه و مدت زمان لازمه كه قبول كنيم بايد در اين شرايطه جديد خوب زندگي كنيم البته بيشتر اين حرفا رو به خودم هم ميزنم بايد شاد زندگي كنيم و هر چي كه باعث شاديمون ميشه بريم دنبالش .
مامان کیانا و صدرا
مامان کیانا و صدرا
ارسال پاسخ : 1392/12/3 - 16:23
سلام گلم.ببین عزیزم من شاغلم و هر روزم حتی تابستونا درگیرم. خیلی وقتها حسرت شما خونه دارها رو میخورم که راحت تو خونه میتونین به کارهاتون برسین.باز وقتی خودم چند روزی تعطیلم و خونه میمونم اعصابم به هم میریزه و میگم کاش برم سر کار.اینو گفتم که قبول کنیم همه مون دچار تضاد هستیم و از موقعیتهامون اغلب ناراضی هستیم.دوست خوبم من فکر میکنم درد مفاصل شما علت عصبی داره و یه جورایی به خودت تلقین میکنی و حوصله ات سر رفته.پس به فکر بیرون رفتن از چهار دیواری خونه باش و بهونه نیار.حتی از روزی نیم ساعت شروع کن.بیشتر با خونواده ی خودت رفت و آمد کن.پارک برو یا کلاسهایی که دوست داری.در پرسش های قبلی هم این مطرح شده بود و دوستان راهکارهای زیادی دادن.اما مهمترین فردی که میتونه کمکت کنه فقط خودتی.یه چکاب هم بکن و هورمونهای تیروئیدتو چک کن ببین کم کاری نداشته باشی چون این مساله هم روی روحیاتت تاثیر میذاره.به هر حال بچه های شما مامان بی حال و بی حوصله نمیخوان پس فعال باش و خودتو ضعیف نشون نده.موفق باشی عزیزم.راستی بیشتر هم با ما نی نی وبلاگیها دوست شو و به ما سر بزن.خوشحال میشیم....
    نی نی وبلاگ خیلی دوست دارم.بودن تو باعث شده خاطره های کوچک که گذشت زمان باعث میشد فراموش بشه دیگه فراموش نشه و تو این خاطرات رو جاودانه کردی.عاشقتم.
292 از 384
صبر ..


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای نی نی وبلاگ محفوظ است